تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ريگ ماهى يك ماشه سفوف كرده با يك قدح شير گاو فروبرند بعد دو ساعت به جماع مشغول شوند و چون در وقت جماع سوزش سينه بهم رسد يك پيالهء كلان شير بخورند و در تمام شب همين قسم چهارده آثار شير خواهد نوشيد و هضم خواهد كرد و بيدار خواهد ماند و به جماع مشغول خواهد شد

سفوف مقوى باه و مغلظ منى و دافع سرعت انزال

صفت آن

تال‌مكهانا بريان تخم خشخاش سفيد كنجد مقشر حب السمنه مغز پسته مغز پنبه‌دانه مغز تخم خرپزه مغز تخم قرطم هر يك چهار توله خرما نيم پاؤ سليخه سه توله مغز بادام پنج توله بيخ بند موصليين نشاسته صمغ عربى كتيرا بهمنين مغاث دانهء الايچى كلان مغز تخم كواپخ شقاقل چينى گوند موچرس تخم اوئنگن سروالى موصلى سپنهل كهيلا كهيلى تودريين ميده چوب قلعى كشته خارخسك تخم قنب هر واحد دو توله مصطگى جوز جندم الايچى خرد مع پوست كباب چينى بهپهلى سورنجان بوزيدان طباشير دارچينى زنجبيل هر واحد يك توله عاقرقرحا شش ماشه سفوف سازند و يك توله به نيم پاؤ شير استعمال نمايند

سفوف دافع سرعت انزال

صفت آن

لك مغسول سريالى تج لوده پتهانى مازو بىسوراخ از هر يك چهار درم شكر برابر ادويه خوراك از شش ماشه تا نه ماشه با شير گاوميش

ايضا براى سرعت انزال

صفت آن

كزمازج طباشير زهرمهره تال مكهانه بيخ بند زرورد دانهء هيل گل فوفل هر يك شش ماشه خستهء تمر هندى در شير برگد تر نموده در سايه خشك كرده يك توله موصلى سفيد شقاقل ثعلب مصرى هر يك چهار ماشه كوفته بيخته نبات سفيد آميخته بالسى شير گاو بخورند

سفوف كه مداومت آن سرعت انزال را نافع‌ست

صفت آن

ثعلب مصرى شقاقل سنگهارهء خشك هر يك پنج ماشه تال مكهانه مازو سبز تودريين هر يك چهار ماشه دانهء الايچى كلان مصطگى رومى هر يك سه ماشه نبات سفيد هموزن ادويه جمله را كوفته بيخته سفوف سازند

سفوف معمول حكيم وارث عليخان براى دفع جريان و ذيابيطس و اسهال بواسير و سوزاك و غيره

صفت آن

طباشير مصطگى كتيرا صمغ عربى گل ارمنى سندروس گلنار اقاقيا كزمازج رال سفيد كتهه سفيد اناردانهء ترش دانهء الايچى هر دو موچرس عود غرقى زرشك بيدانه جواهر مهره از هر يك شش ماشه بارتنگ مازو سبز بريان هليلهء زرد بريان مرواريد ناسفته از هر يك نه ماشه سماق حب الآس زيرهء سفيد بريان درونج عقربى بيلگرى بريان پوست بليلهء بريان از هر يك هفت ماشه زهرمهرهء خطائى عنبر اشهب از هر يك پنج ماشه شقائق نعمان پنج ماشه قرنفل يك ماشه زرورد سنگ يشب از هر يك چهار ماشه بسد سوده مرجان سوده تخم مويز پهتكرى از هر يك سه و نيم ماشه كوفته بيخته سفوف سازند و نگاهدارند خوراك از سه ماشه تا نه ماشه بخورانند بالايش ريشه خطمى كوفته در پاؤ آثار آب و چهار توله گلاب خالص جوش دهند تا نصف بماند صاف نموده شيرهء مغز بادام اضافه نموده بنوشند

سفوف ماسك المنى كه براى سيلان منى معمول‌ست

صفت آن

بيخ بند گجراتى ستاورتال مكهانه شقاقل ثعلب مصرى موچرس تخم سروالى گل مندى سنگهارهء خشك كمركس گوند به بول گوند سينبهل گل به بول گل دهاوه تج ميده لكرى هر يك شش ماشه خستهء تمر هندى دال ماش مقشر هر يك چهار دام