سوخته شود بعد از آن همه را هفت روز از چوب دهاك كه درو فلوس چسپانيده باشند در ظرف كانسى حل نموده در چشم كشند كه بهتر ازين علاجى به نظر نيامده
روغن مجرب جهت خدر و رعشه و استرخا و مفاصل بارده و عرق النسا از ميرزا سليمان طبيب
صفت آن
قصب الزريره قسط تلخ از هر يك سه مثقال اذخر سورنجان كباب چينى ناردين اسارون از هر يك دو مثقال زرنباد دار شيشعان عاقرقرحا مغاث بغدادى بوزيدان هر يك يك مثقال مجموع را نيمكوفته با سه پياله آب بجوشانند كه يك پياله آب بماند پس شيرهء آن را برآورده روغن گل روغن ياسمين روغن بابونه روغن زنبق از هر يك ده مثقال داخل كرده بجوشانند چندانكه آب برود و روغن بماند پس جدوار خطائى آزموده جندبيدستر فرفيون از هر يك سه مثقال جوزبوا زنجبيل از هر يك دو مثقال مقل ازرق يك مثقال كوفته و بحرير بيخته در هاون سنگين كنند و روغن را اندك اندك بر آن چكانند و بدسته بمالند تا تمام روغن به آن مخلوط شود بعد از آن موميائى معدنى در آن حل كنند و در شيشه نگاهدارند
روغن خل كه براى درد گوش حار عجيب الاثرست
صفت آن
روغن گل يك جز سركه سه جز بر آتش چندان بجوشانند كه روغن بماند و سركه بسوزد پس نيمگرم تقطير نمايند
روغن ترب كه براى درد گوش بارد و ثقل سمع و غيره امراض باردهء گوش مجربست
صفت آن
روغن كنجد يك جز آب ترب سه جز بجوشانند تا آب فانى گردد و روغن باقى ماند نيمگرم در گوش چكانند
روغن براى درد گوش بارد معمول
صفت آن
جندبيدستر حب الغار هر واحد يك دانگ مر مكى يك نيم دانگ تخم ترب افسنتين هر واحد دو مثقال روغن بادام تلخ سه مثقال تخم ترب نيمكوفته و افسنتين هر دو در آب بجوشانند و صاف نموده روغن داخل كرده باز بر آتش ملايم بپزند كه آب جذب شود پس اجزاى ديگر سائيده داخل كرده نگهدارند
روغن بابونه كه براى اوجاع بارد گوش معمول بود
صفت آن
بگيرند قدرى گل بابونه و در روغن كنجد بيندازند و در شيشه كرده در آفتاب گذارند و چون گل بابونه پژمرده شود بيرون كنند و مكرر همچنين به عمل آرند و همينست تركيب ساختن روغن گل و روغن سوسن و روغن بنفشه و روغن نرگس و روغن ياسمين
روغن مركب معمول راقم كه بعد تنقيهء عام بدن بمسهل حار و خاص دماغ بحب ايارج در ثقل گوش مجربست
صفت آن
افسنتين گل بابونه تخم ترب هر واحد شش ماشه قسط وج خراسانى هر يك سه ماشه همه را كوفته شب در آب سه چهانك تر كرده صبح بجوشانند تا آب نصف بماند ماليده صاف نموده در آن روغن بادام تلخ يا روغن سرشف نيم چهانك داخل كرده باز جوش دهند تا روغن بماند از آتش فرود آورده سرد كرده جندبيدستر مر مكى هر يك يك نيم ماشه سوده آميزند و وقت خواب شب يك دو قطره نيمگرم در گوش چكانند
[ ايضا قويتر از اول و موسوم بروغن اعظم ]
ايضا قويتر از اول و موسوم بروغن اعظم كه براى تسكين درد گوش و گرانى سامعه و طنين و دوى و قرحه و قتل كرم عديل و نظير خود ندارد و بارها آزموده و بهزارها نفع نموده
صفت آن
افسنتين زردچوب سير مقشر هر يك شش ماشه قسط مغز بادام تلخ هر يك يك توله نانخواه زنجبيل سه ماشه اصل السوس سه نيم ماشه انگوزه بورهء ارمنى شحم حنظل هر يك يك نيم ماشه عاقرقرحا