و كسى كه از آب گرم غسل كند - خاصّه در حمّام - نبض او نيز عظيم سريع لين گردد . بعده ، سريع گردد يا متواتر .
3 . نبض عظيم و ضعيف و صلب
و اين هم به باعث وجود صلابت ، كه ضدّ عظم است ، ممكن الوجود نيست .
4 . نبض عظيم و ضعيف و لين
سبب اين كثرت حاجت چندانكه به عظم اكتفا كند * و ضعف قوّه * و زيادتى رطوبت است .
و اين نبض در مرض ذات الريه حادث مىشود مع موجيّت . سبب عظم آن عفونت مادهء محدث حمى است كه جرم شريان را منع نمىكند از انبساط . و سبب ضعف صعوبت مرض و جهاد طبيعت است به آن . و لين و موجيّت به سبب لين جوهر عضو مىباشد .
و ايضا ، سبب كثرت اختلاف اين نبض حدوث اضطراب است از ورم حارّ و حماى تابع او .
و هرگاه ورم عظم پذيرد ، در آن وقت ، نبض ذو القرعتين گردد ( به سبب شدّت تمدّد جرم ريه كه به آن غشاى مغشّى او نيز متمدّد گردد و بدان سبب در شريان صلابت شديد حادث شود ) .
و هرگاه حماى حادّ - كه به سبب عفونت خلط محدث ورم و قرب ورم از موضع قلب عارض مىشود - غلبه كند ، سرعت و تواتر در نبض پديد آيد .
و هرگاه سبات ، به سبب مشاركت دماغ و ريه ، غالب شود نبض متفاوت گردد .
5 . نبض صغير و قوى و صلب
سبب اين صلابت و قوّت قوّه است و به شرط عدم حاجت كثير ممكن الوصول است ، ليكن به واسطهء ضدّيّت ميان قوى و صلب - حسب قول جالينوس - غير ممكن الوجود است ؛ كما مرّ .