و سببش كثرت حاجت است بنا بر تعديل حرارت ، زيراكه حرارت غريزى در ابدان صبيان بسيار مىباشد و چون قوّهء ايشان ضعيف است ، پس قائم مىشود سرعت و تواتر مقام عظم در ادخال هوا .
و بعد از آن ، هر قدر كه در قوّت و نموّ زياده گردد ، سرعت و تواتر بكاهد و عظم بيفزايد تا آنكه منتهى به شباب گردد . پس نبض او در غايت عظم و قوّت رسد و در سرعت و تواتر معتدل شود .
و هرگاه به سن كهولت رسد ، نبض او در جميع احوال مذكوره به نقص شروع كند و مدام - حسب زيادتى سن - اين احوال اندكاندك بكاهد تا آنكه به سن شيخوخت برسد و نبض او صغير بطىء گردد .
و در ورم حارّ نيز نبض سريع و متواتر گردد مع منشاريّت و ارتعاش * و هرچند صلبتر گردد منشاريّت ظاهرتر شود * و هرگاه خراج پخته شود ، از منشاريّت بگردد و موجى شود و اختلاف در آن ظاهرتر گردد و سرعت و تواتر جهت سكون حرارت كمتر شود .
2 . نبض سريع و متفاوت
سببش كثرت حرارت * و غلبهء قوّه است * مع اندكى صلابت مانع عظم . چه :
- اگر آلت مطاوع باشد ، عظم نيز موجود شود .
- و اگر صلابت آلت زياده باشد ، صغر حادث گردد .
و بدانند كه :
- تفاوت در اين نوع تا زمانى باشد كه ايفاى حاجت ، به عظم يا سرعت و استغنا از تواتر بود .
- و الّا ، اگر حاجت زائد بود چندانكه عظم و سرعت بدان كفايت نكند ، در اين حالت ، مع سرعت تواتر ضمّ گردد نه تفاوت .
3 . نبض بطىء و متواتر
سبب اين ضعف قوّه با « 1 » قلّت حاجت بود و اينچنين نبض با صغر
هامش
( 1 ) . ( در نسخه ) : يا .