هضم نشود و فاسد كردد و آنچه صافى و لطيف بوده بقى و غليظ او باسهال دفع شود و شايد سبب وجع معده و امعاء كردد و بسا بود كه غشى آورد به حدّى كه نبض ساقط كردد و فرق او با تخمه ان است كه در تخمه معده در غذا مطلقا تصرّف نكرده و به اين مراتب هم شدّت نمىكند علاج در يوم اوّل تاجريزى خارخسك ترنجبين مكد هفت م ل خاكشير 2 م بنوشند و سه آب از تاجريزى خاكشير اكليل كلسرخ نمك مكد 2 م ل شكر سرخ كزنكبين مكد ده م ل پاچه يك چارك اماله نمايند و بعوض غذاى ظهرها ترنجبين ده م ل باب كرم بنوشند و هركاه امتلاء به حد افراط باشد دو روز غذا ندهند و به همين قسم معالجه كنند و بعد از دو سه يوم غذا نخودآب بخورند و صبحها 2 م ل مغز هستهء آلوبالو در بيست م ل سكنجبين شيره كشيده و 2 م ل خاكشير مخلوط نموده بخورند يا آنكه خارخسك هفت م ل سكنجبين شيره كشيده مغز هسته الوبالو دو م ل در يك پياله عرق كاسنى شيره كشيده به روى آتش كذارند تا بريده شود انكاه زلال او را مخلوط سكنجبين نموده بخورند پس تقويه معده بربوب قابضه و چيزهاى منعنع نمايند و اكر معده بارد باشد جوارش سفر جلى بخورند و غذا نان و مرباى پوست پسته و شبها آش آب ليمو و سكنجبين و امثال ذالك بخورند
نقصان الهضم
اكر بجهة بطوء انحدار غذاست از معده سبب او ضعف هضم است و مذكور شد و هركاه بجهة تغير طعام بسوى كيفيّات رويّه است او را فساد هضم و تخمه كويند او نيز مذكور شد و يا از اجتماع اخلاط رويه است و يا از ضعف جرم معده است علاج هركاه از اجتماع اخلاط باشد تنقيه كامل بنوعى كه در سوء