رسد و بعوض آب دهند و غذاى روزها و شبها نخودآب ادويهدار از كوشت آهو يا كبوتر يا اينكه تنقيه كامل بكنند و بنوعى كه در تشنج مذكور شد و بعد از اتمام تنقيه يا شروع به خوردن چوب چينى نمايند يا صبحها قهوهء او را يك كاسه با پنج م ل نبات بخورند و غذا در ايام تنقيه نخودآب مذكور در ساير هم بطريق مسطور خلاصه دايما پوست نارنج و زنجبيل و روغن كردو و روغن قسط كرم كرده طلا نمايند و سياهدانه را در آتش ريخته و دود او را بخور دهند و همچنين بخور جوشانيده بابونج و پوست سير بسيار نافع است و او را در ظرفى نموده مكرر ببويند و جوزبوا را دايم در دهن بكاهد از مذائيت ؟ ؟ ؟ معالجات متداوله و احمد ابن ذكريّا در حاوى ذكر نموده كه البته بايد شخص لقوهدار در خانه تاريك بسيار تاريك شب و روز نشيند و همچنين اكل لحوم رطبه و فواكه را منع كرده است
فالج
استرخائى بود كه در نصف بدن از اطراف طول حادث شود و سبب ان عدم نفوذ روح نفسانى است باعضاء حساسه و محرّكه و يا عدم قبول اعضا باشد و اكثر از انسداد بود و از قطع عضو هم كه در عرض عصب واقع شود نيز بهم رسد و علاجپذير نباشد علاج بمنهجى كه در لقوه مذكور شد صبحها ان دو انار را خورده و هر سه روز يك دفعه بعوض انها حب ايارج بخورند و طرف عصر قهوهء دارچينى با چائى خطائى يا زنجبيل بخورند و طلا نمودنى و بخوردادنى بنوع مسطور سابق و چند يوم اوّل را بسيار تقليل در غذا كنند بلكه اقتصار بماء العسل نمايند و هركاه فصل عادت مانع نباشد بنوعى كه در تشنج رطب امتلائى ذكر شد تنقيه كامل كنند نهايت