علاوه بر مدارك پزشكى و فهرست كتابخانهها اينجانب در تذكرههاى شعرا و رجال دوران قاجاريه تا آنجايى كه مربوط به مدارك اصلى است و در اختيار بنده بود مراجعه كردم و از لطيف قزوينى مورد نظر اثرى نيافتم . تنها در لغتنامهء دهخدا به نقل از قاموس الاعلام تركى در مورد فردى به نام لطيف قزوينى اثرى مىيابيم :
اى ديده خون ببار مبادا كه پاى يار * ممنون دستگيرى رنگ حنا شود
از همين يك بيت شعر چنين برمىآيد كه اين لطيف قزوينى شاعرى است كه سبك هندى داشته و نسبتا زبردست بوده است . اين فرد ، با لطيف قزوينى طبيب - كه شاعرى متوسّط است و سبك معمول بازگشت ادبى زمان قاجاريه در ابياتش هويداست - نمىتواند يكى باشد .
كتاب فوايد الطفيّه آكنده از صنايع ادبى و جملات عربى و اشعارى از خود مؤلّف و بسيارى از بزرگان شعر و ادب فارسى مخصوصا مولانا جلال الدّين محمّد بلخى ، سعدى شيرازى و غيره است كه در برخى از موارد مانند هر نسخهء خطّى اشتباهاتى نيز دارد . در مجموع اكثرا معنا گرفتار چنگال صنايع ادبى شده است .
البته طبيبان شاعر يا شاعران طبيب در ايران فراوان بودهاند كه به ذكر چند نفرى از آنان در اينجا اشارتى مىكنيم :
نجم الدّين الياس
فقيه و طبيبى وارسته بود و در همهء علوم تسلّط داشت و گاهى شعرى نيز مىسرود ، ولى پزشكى او غالب بود . وى در مطبّ به درمان بيماران مشغول بود و رعايت حال بيماران قديمى و وارستگان و فقرا را مىنمود . نجم الدّين نه تنها از نيازمندان ، حقّ درمان دريافت نمىداشت بلكه كسى را همراه آنان مىنمود تا داروهاى ضرورى را خريده و تسليم آنان نمايند . طبيبى بود كه دانسته سخن مىگفت و درمان مىكرد .
معين الدّين شيرازى ( متوفّى حدود سال 800 ق . ) دربارهء وى گويد :
فقيه نجم الدّين محمود بن الياس ، طبيبى مقبول الرّوايه در مطبّ بود كه هرچه مىگفت ، مىدانست كه از كجاست ؛ و از علماء زمان و فضلاء اعيان بود و در علوم اديان و فنون ابدان ماهر بود . در مطبّ سابق بر سابق مقدّم و رعايت جانب صلحا و فقرا به جاى مىآورد و گاه بود كه معلوم مىداشت كه درويشى قدرت خريد دوا ندارد ، كسى همراه مىكرد تا مىخريد و تسليم او مىكرد . ( هزار مزار ، ترجمهء شدّ الازار )
مؤلّف شدّ الازار تاريخ وفات او را در حدود هفتصد و اند قمرى دانسته است . او را در رباط خود در شيراز به خاك سپردند . اين شعر زيبا از وى است :
گر عشق نبودى و غم عشق نبودى * چندين سخن نغز كه گفتى ؛ كه شنودى ؟