[ ذات الجنب سوداوى ]
و هرگاه سبب ورم سودا باشد اردء انواع است و مشكل در اين نوع نجات حاصل شود ، ولى در معالجه با اقسام دموى و صفراوى مشابهاند ، الّا آنكه معالج ملاحظهء بطوء نضج خلط سودا را بايد نمايد و ادويهء موافق استعمال فرمايد .
ذات الصّدر
علامات هر يك از دموى و صفراوى به نحوى است كه در ذات الجنب مذكور شده .
و علامات خاصهء ذات الصّدر آن است كه وجع در ابتدا در گودى گردن است و در سينه ، و عليل را قدرت نظر بر قدم و زمين نيست و سر را نيز به بالا نمىتواند كشيد ، راحت مريض آن است كه [ به ] پشت يا پهلو بخوابد .
علاجش در تدبيرات مشابه است با ذات الجنب ، مگر آنكه ضمادات در ذات الصّدر را بر سينه بايد كرد .
و چون وجع ذات الصّدر از هشتم بگذرد و سرفه قطع نشده و تب تخفيف داشته باشد ، سقايت شربت زوفا با شيرهء تخم كدو و لعاب به دانه مفيد است ؛ و استعمال ضماد نمايند بر مواضعى كه وجع دارد .
[ امتياز ذات الجنب و ذات الصّدر و ذات الرّيه ]
امتياز در ميانهء ذات الجنب و ذات الصّدر و ذات الرّيه بدان است كه در ذات الجنب و ذات الصّدر بىخوابى مىباشد ، و در ذات الرّيه خواب زياده از عادت .
و از علامات خاصهء ذات الرّيه آن است كه سرخى بسيار پررنگى به قدر يك درهم بزرگ در گونهها به هم مىرسد .
[ قول شيخ الرئيس در علاج ذات الرّيه ]
چنانكه [ به فرمودهء ] مولانا شيخ الرئيس ، علاج ذات الرّيه در تدبير چون علاج ذات الجنب است مگر آنكه ضماد ذات الرّيه اقوى باشد . و در تنقيهء ريه اهتمام در نزع نفث بايد نمود به اضافهء بذر كتان در منضجات مستعمله ، و در ابتدا به ضماد صندل سرخ و آرد جو و آب برگ خرفه و اندكى به روغن بنفشه مبادرت بايد نمود زيرا كه قوّت عضو را قوى مىنمايد و اثر نضج زودتر ظاهر مىشود . و بعد از ششم و هفتم تخليط محلّلات در ادويهء ضماد نافع بايد نمود چون آرد باقلا و بابونه و روغن بادام و پيه مرغ .
[ اعراض واردهء ذات العرض و شوصه و ذات الجنب ]
اعراض واردهء ذات العرض و شوصه در مادّهء خلطى با اعراض لازمهء ذات الجنب ، اشتراك دارند و در معالجه نيز قريب مىباشند از استعمالات منضج و مسهل و اطليه و ضماد و فصد .