*
فى الاورام و الطّاعون
از قرارى كه جالينوس فرموده طاعون ورمى است حارّ كه ظاهر مىشود در ابط و رقبه و اربيه ، و قرحه مىنمايد تحت جلد را سريعا و منبسط مىشود ورم شديد ؛ و حمّى و قشعريره از جمله لوازم اوست .
هرگاه در ورم طاعون ، خفقان قلب قوى گردد آب گرم و طبيخ شبت و بابونه نطول بر موضع علّت كردن ، مادّه را به موضع علّت كشد و تحليل دهد .
اطبّاء منع فرمودهاند در ورم طاعون فصد را و ادويهء رادعه را ؛ زيرا كه فصد انصراف مىدهد خلط سمّيه را به تمامت عروق و اسباب تعفّن كلّ بدن مىشود ؛ و ادويهء رادعه ردع مواد منصبّه مىنمايد به سوى اعضاء رئيسه و فى الفور اسباب هلاكت مىشود ؛ چنانى كه جناب شيخ الرئيس در باب اورام مغابن ، منع ادويّهء رادعه فرموده .
على هذا دستور آن است كه در چنان موادّ اوّلا بادكش ملايم به قدر طاقت مريض نمايند ، و اسفرزه با سفيدهء تخممرغ و سركه ضماد نمايند تا وقتى كه جذب مادّه نمايند تمامت خلط سمّى را به موضع معوف « 135 » ، و بعد از آن نضيج نمايند از نطول آب فاتر .
و منع نمايند اضمدهء بارده بر ورم را ، ليك بر اطراف ورم مجوّز است طلا از گل ارمنى و سركه . و جايز شمرند طلاهاى بارده بر سينه و حوالى قلب از صندلين و گل سرخ و كافور و گلاب .
و لخلخه فرمايند از ادويهء مذكوره به اضافهء سركه .
و اشربهء حامضه از قبيل به ليمو و شربت نارنج و فواكه و اترج نافع است ؛ و عرق بيدمشك و عرق گاو زبان با هر يك از اشربه [ حامضهء مذكور ] نافع است .
و سكنجبين آميخته با گلاب مانع عفونت است .
غذا از آش عدس موافق است .
و اگر محتاج به نضج باشد پياز نرگس در ماء العسل و اندك روغن سوسن پخته ، منضج است .
و صابون با انجير سرشته ، منضج و مفجّر است ؛ و بعد از انفجار ، بقيّهء مدّه را بايد تحليل داد و جراحت پاك نمود .
طلا از مويزج و عاقرقرحا و بوره و عسل نافع است .
معالجين هند استعمال مىنمايند در تحليل اين ورم ، صبر و نمك و طبرزد را .
هامش
( 135 ) . بىگمان اين واژه نادرست نوشته شده است . مؤوف درست است به معناى آفت رسيده و آفت ديده .