شاه بالوبه دستور ملك كيومرث استندار در سال 840 ه . ق به اتمام رسيد ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 346 ) .
نامهاى زير از اين خاندان در وقفنامهء كياآقا آرويج ديده شد .
حشابود بالو - ميمون بالو - گل ابدال بالو - محمد كيابالو .
2190 بالوئى :
از تيرههاى ساكن در دهكدهء نسن از دهكدههاى اوزرود نور كوهستانى . در وقفنامهء كياآقا آرويج ناصر الدين بالوئى جزو شهود است .
2191 بالوده ( عليا و سفلى ) :
ده از دهستان هرازپى شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
2192 بالوند [ ايل . . . ] - زردلان :
اين ايل از هفت تيره : درويشها - خفلوند - اولادها - كشوند - بالوند - پيراحمدوند و كلهر تشكيل شده جمعيت آنها در سال 1311 خورشيدى 300 خانوار و در سال 1360 خورشيدى 306 خانوار كه شامل 1936 نفر كوچرو بوده است ( ايلها و طايفههاى عشاير كرد ايران ، ص 112 ) .
2193 بالهوند :
از طوايف لر ساكن هليلان در استان ايلام ( شرحى دارد ) ، ( دانشنامهء جهان اسلام ، ص 46 ) .
2194 بالهوند ( يا بالوند ، بالاوند ) :
از طوايف پشتكوه هليلان در استان ايلام طايفه بالهوند به چند تيره و برخى تيرهها به چند شاخه تقسيم مىشوند محمد امين زكى در كتاب كورد و كوردستان به اين طايفه اشاره مىكند و شمار جمعيت آنها را 1500 تن مىداند . در خلاصه تاريخ الكرد و كردستان وى بالهوند يكى از شاخههاى پنجگانه طايفه هليلانى به شمار آمده است . جمعيت : شمار مردم اين طايفه را به اختلاف از 100 تا 1000 خانور آوردهاند . ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 11 ، ص 260 ) .
2195 بالهوند يا بالوند :
از طوايف لر پشتكوه ساكن ناحيهء هليلان در استان ايلام باله را نام نياى بزرگ خاندان اسفنديارى و بنيانگذار طايفهء بالهوند دانستهاند . بالهوندها در منطقهء هليلان پراكندهاند . قبلا كوچرو بودهاند بالهوندهاى هليلان همه يكجانشين شده و كوچ را رها كردهاند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 11 ، ص 260 ) . يكى از اولين رهبران اين طايفه قائد زين الدين نام داشت كه طايفه به نام او قائد زين الدينوند هم ناميده مىشده است بعد بخشى از اين طايفه تحت تسلط مرادنامى قرار گرفت كه به نام او قائد مرادوند ناميده شده است .
2196 بالى :
از خاندانهاى ساكن در لاشك كجور .
2197 باليان :
از طوايف كرد در حدود هفتاد خانوارى هستند در نزديكى خوى ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 80 ) .
2198 باليچه :
از خاندانهاى سمنان ، حاجى ميرزا محمد على عطاء خود باليچه و از اهل سنت و جماعت بود . در حال نزع بوده به او گفتهاند بگو يا على . گفته مرا به على چه ! بعدا به شكل باليچه درآمده است .
2199 بالىخيل :
ساكن در قريهاى به همين نام به فاصلهء 5 / 25 به طرف جنوب شرق قريهء پيرمحمد خان متصل سركرود اسپين در تجراب مربوط به حكومت اعلى پروان كه ميان 69 درجه و 47 دقيقه و 58 ثانيه طول البلد شرقى و 34 درجه و 39 دقيقه و 12 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
2200 باليلوند - بليلوند - باليوند :
از طوايف كرد قريب سيصد خانوارى هستند در هنگوژان و محال گاورود سنه در بين سليمانيه و كركوك و نواحى كرمانشاه هم هستند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 80 ) .
2201 بامحمدى :
از طايفهء طاساحمدى تيرهء دشت مورى جزء بويراحمد سفلى هستند ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 82 ) .
2202 بامداد :
از خاندانهاى ساكن در افغانستان ( افغانستان در پنج قرن اخير ، ص 781 ) .
2203 بامداد :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .
2204 بامدى ( يا بامدى - بابااحمدى ) :
طايفهاى بزرگ از طوايف ايل بختيارى پراكنده در ناحيهاى گسترده در دو استان چهارمحال بختيارى و خوزستان . بامدى از اتحاد طوايف « دوركىباب » و يكى از بابهاى چهارگانه هفتلنگ بختيارى تشكيل شده است اصطلاح باب به مفهوم پيوستگى و همبستگى جغرافياى سياسى ميان چند طايفه است دوركىباب يكى از آنها بود كه از همبستگى 12 طايفه و يا به روايتى 7 ، 8 يا 9 طايفه به سرپرستى خانهاى مقتدر دوركى تشكيل شده بود . بامدى در ميان بختياريها به « بامدى خرس » شهرت دارد اين شهرت به سبب درشتى جثهء مردان بامدى و زورمندى و نيز پرمو بودن اندام آنهاست . هريك از تيرههاى بامدى به چند تش ( آتش - اجاق : خاندان ، دودمان ) و هر تش به چند اولاد و هر اولاد به چند كربو ( خانوار ) يا بهون ( چادر ) تقسيم مىشده است .
( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 11 ، ص 268 ) .