تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
جامعهء عشايرى آذربايجان شرقى ، ص 158 ) .

2166 بالاچ‌زائى :

از تيره‌هاى طايفهء رند كه در پيشين - ريديگ - سوراب - بيگدگ - شهرستان ايرانشهر به سر مىبرند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .

2167 بالاخانلو :

از تيره‌هاى ايل شاهسون داراى 3 ابه و 18 خانوار كوچرو ( نگرشى بر اوضاع اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى جامعهء عشايرى آذربايجان شرقى ، ص 159 ) .

2168 بالاخلى :

از تيره‌هاى طايفهء ديلم كتول ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 303 ) .

2169 بالاشاخى :

از تيره‌هاى طايفهء ديرسملى كه قريب چهار هزار خانوارى هستند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 92 ) .

2170 بالاقدر :

از دودمانهاى عالىقلندرى كرد ساكن در لاهو از دهكده‌هاى كلاردشت تنكابن .

2171 بالاگريوه :

از دودمانهاى لر كه در جلو كوه ساكن هستند ( سفرنامهء مسيو چريكف ، ص 45 ) .

2172 بالاگريوه :

از طوايف كرد كه از شعب لراند و در محال كرمانشاه ساكنند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 79 ) مكانهاى ييلاقى بالاگريوه از اين قرار است : تامين - كوه‌گرد - كابكون - غدير - طاف - جمانكال - هشتادپهلو - بىبرگ - تخت ساعد - كوس - اناررود ( سفرنامهء مسيو چريكف ، ص 46 ) .

2173 بالامحله :

ده از دهستان بانصر شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) احتمال دارد اين بالا به معنى اصلى خود به كار رفته باشد .

2174 بالاوند :

از طوايف كرد سيصد خانوارى هستند در محال هليلان و زردلان ساكنند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 79 ) . در جغرافياى مفصل ايران عين عبارات بالا تكرار شده است ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 61 ) .

2175 بالاوند ( طايفه ) :

از طوايف ايل هليلان و زردلان مىباشد ( ايرانشهر ، ص 138 ) .

2176 بالاوند زردلان :

اين ايل در كرمانشاه و ايلام ساكنند و در سرشمارى 1377 چهارصد و نود و دو خانوار شامل 3440 نفر بوده‌اند . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) - ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشايرى كوچندهء كشور در سال 1377 ) .

2177 بالايان :

از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) .

2178 بال‌جيكين :

نام طايفه‌ايست ( ظفرنامهء تيمورى ، ج 1 ، ص 553 ) .

2179 بالف‌كلا :

ده از دهستان بابل‌كنار شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

2180 بالك :

از طوايف كرد هزار و دويست خانوارى هستند در طرف علياى رودخانه رواندوز - محال اربيل شصت دهكده‌اند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 79 ) .

2181 بالكارها با نامهاى محلى :

بالكار - مالكار - تائولو ( مردم كوه‌نشين ) همچنين هر گروه از بالكارها با عنوان روستائى كه در آن زندگى مىكنند ناميده مىشوند . چنين تصورى غلط است اول بالكار هست بعد در جائى ساكن مىشود و به نام خود مىخواند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ماوراى قفقاز و قفقاز شمالى ، صص 276 تا 282 ) .

2182 بالكان :

از طوايف كرد قريب سيصد خانوار بوده‌اند جزو عشيرهء زرزا كه به مناسبت اسم دهكده‌شان به اين اسم شهرت پيدا كرده‌اند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 79 ) .

2183 بالكانلو ( طايفه ) :

از طوايف ساكن در آذربايجان شرقى و آذربايجان غربى ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 25 ) .

2184 بالكانلو :

از طوايف ايل شكاك در آذربايجان غربى از تيرهء عبدوئى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، صص 369 و 370 ) .

2185 بالكان‌لو :

از طوايف ايل قره‌داغ داراى 24 ابه و 115 خانوار ( نگرشى بر اوضاع اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى جامعهء عشايرى آذربايجان شرقى ، ص 51 ) . در ص 38 همين كتاب آمده است : از طوايف مستقل آذربايجان شرقى ابتدا ساكن قسمتى از شبه‌جزيرهء بالكان در جنوب شرقى اروپا جزء ايالت عثمانيها بوده‌اند .

2186 بالكانلو ( از ايلات كرد ) :

در نوار مرزى ايران و شوروى در منطقه جيرستان قوچان اسكان دارند ( ايلها و طايفه‌هاى عشاير كرد ايران ، ص 58 ) .

2187 بالكانلو :

از ايل بزرگ شكاك است كه در زمان شاه اسماعيل قسمتى از ايل را به درهء درون ( درونگر امروز ) انتقال داد . ( ايلها و طايفه‌هاى عشاير كرد ايران ، ص 79 ) .

2188 بالكى :

از قبايل بزرگ كرد عراق ساكن نوار مرزى مجاور خاك ايران و تركيه ( دانشنامهء جهان اسلام ، ص 43 ) .

2189 بالو :

از خاندانهاى قديم مازندران كه در پيل و نسن از دهكده‌هاى اوزرود نور ساكنند مىگويند از حوالى شيراز بدين‌جا آمده‌اند . امروز بيشتر افراد اين خاندان معروف به « بالوئى » شده‌اند ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 249 ) . مرقد