( كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان ، ص 35 و 38 و 39 ) .
1756 ايلاميان ( قوم ) :
سرزمين اصلى ايلاميان جلگه شوش و درهء رودهاى كارون ، كرخه و دز در خوزستان بود كه مناطق كوهستانى در دشتهاى مرتفع شمال و شمال شرقى جلگه شوش را نيز شامل مىشد اما امپراطورى ايلاميان قملرو وسيعترى را دربر مىگرفت و از جنوب تاليان ( بوشهر كنونى ) و از شرق تا انشان ( انزان ) را شامل مىشد ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 10 ، ص 523 ) .
1757 ايل باصرى :
از تيرناس تا لهباز ، تأليف غلامرضا توكلى ، تهران ، ( نشر هفت ، 1379 ، 392 صفحه مصور ) .
1758 ايل بختيارى لرها :
( عشاير مركزى ايران ، ص 103 ) .
1759 ايل پازوكى :
مهمترين گروه كرد در شهرستان گرمسار ( - خوار ) پازوكىها هستند . اينان پيش از قرن دهم در مناطق ارجيش - الشگرد - كيغى و عدل جواز سكونت داشتند .
حكومت اين نواحى كه در شمال درياچه وان قرار دارد از قرن نهم با اميران پازوكى بود كه جدشان حسين على بيك نام داشت . ( شرحى دارد ) ( كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان ، ص 25 ) .
1760 ايل ثلاث :
از ايلات كرمانشاهان شامل : طايفه قبادى - ولدبيگى - باباخانى - ولدبيگى در روانسر جنوب غربى جوانرود و جنوب ( دنباله بريده است ) .
1761 ايل ثلاث باباجانى :
زيستبومشان كرمانشاه 855 خانوار ، 6101 مرد و زن ، 3156 مرد و 945 زن . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ، ص 1 ) .
1762 ايل جازى :
زيستبومشان كرمان 567 خانوار ، 3589 مرد و زن ، 1800 مرد و 789 زن . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ، ص 1 ) .
1763 ايلخانان مغول :
سلاطين و حكمروايان مغول در ايران . ( سفرنامه تركستان ، دكتر پارشينو ، ص 14 ) .
1764 ايلخانى ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در خراسان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 24 ) .
1765 ايلخانيان :
عنوان سلسلهاى از فرزندان چنگيز خان مغول ، دولت ايلخانيان كه بيش از يك قرن و نيم بر بخش اعظم ايران و آسياى صغير و گاه تا شام فرمان راندند ( 653 ق ) ، ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 10 ، ص 704 ) .
1766 ايلخانىزاده ( طايفه ) :
از طايفهء ايل دهبكرى مىباشد ( ايرانشهر ، ص 123 ) .
1767 ايل خمسه :
برخى از نواحى استهبان در فصل زمستان پذيراى بخشى از جمعيت عشايرى ايل خمسه است . ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 8 ، ص 218 ) .
1768 ايلدوركين :
از قبايل مغول كه به ايران آمدند . تعدادى از اين قوم در بادغيس مستقر بودند . ( ايرانشناخت ، شمارهء 2 ، تابستان 1375 ، ص 60 ) .
1769 ايل زندلك :
شامل تيرههاى رشوند ، زكى و صفى عبد الملكى ، آروند ، امامقلىوند ، سعادتمند ، گايين . ( سيرى در تاريخ سياسى كرد ، ص 185 ) .
1770 ايل سون ( شاهسون ) :
اين ايل در شرق آذربايجان و زنجان و اردبيل ساكنند و در سرشمارى 1377 يازده هزار و سيصد و هشتاد و سه خانوار شامل 75429 نفر بودهاند . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .
قهرمان ميرزا سالور دربارهء ايل شاهسون مىنويسد :
ايل شاهسون خيلى شجاع است . خيلى رشيد است و عدد آنها خيلى زياد است . شايد از قشقائى هم زيادتر باشد .
اسلحهء اعلى ممتاز دارند . يك شبانهروز گردهء اسب باشد يا چندين شبانهروز خسته نمىشود . يك تكّه نان خشك سيرش مىكند . توى برف مىخوابد . در باران استراحت مىكند . از صد نفر نود نفر كشته شود ده نفر ديگرش جنگ مىكند تا دانهء آخر و برنمىگردد . اينها يك خلقت غريبى هستند . اگر فشنگ داشته باشند و يك نفر رئيس و سركردهء قابل تا هندوستان مىروند و يقينا فتح مىكنند . ( روزنامهء خاطرات عين السلطنه ، جلد چهارم ، ص 2878 ) .
باز دربارهء طوايف شاهسون مىنويسد :
طوايف شاهسون اردبيل و مشكين كه در مغان قشلاق مىكنند سى و سه تيره است . از آن گذشته در خمسه شاهسون دوويرن و افشار است . از حدود اين دو طايفه گذشته از ابهر ، قزوين تا حوالى طهران و پشت دروازهء شهر قم و ساوه و زرند طوايف شاهسون اينانلو ، قورت بيگلو و بغدادى است و چند طايفهء اينها هم تا خراسان هست . در شيراز هم بغدادى هست . روىهمرفته از تمام ايلات ايران عظيمتر و پرجمعيتتر است . در اردبيل قوجهبيگلو پرجمعيتتر است . حاجى خواجهلو دزدتر و شريرتر ، يورتچى ، فولادلو كه اين چهار تيره معظم است و خداى نكرده اگر تمام شاهسون جمعيت كند هيچكس از عهده برنمىآيد . ( روزنامهء خاطرات عين السلطنه ، جلد چهارم ، ص