تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
جدول شمارهء 23 - تعداد مراكز بهداشتى درمانى و نيروى انسانى پزشكى شاغل در آنها و همچنين تجهيزات دندانپزشكى به تفكيك شهرستانهاى استان گيلان در سال 1370 . گسترش مؤسسات بهداشتى و درمانى و آموزشى سرمايه‌اى و تعميرات اساسى مؤسسات مزبور بر حسب نياز تصويب شده و به اين استان تخصيص داده مىشود . البته درآمد از محل عرضهء خدمات درمانى شامل ارقام بودجه جارى و عمرانى نمىباشد .

پزشكان گيلان

در بهداشت و درمان نيروى انسانى پزشكى به مجموعه‌اى از افراد آموزش ديده اطلاق مىگردد كه در حقيقت شريان حياتى و محور اصلى برنامه‌ريزيهاى بهداشت و درمان و عامل ارزشيابى و اجراء اين برنامه‌ها هستند . با توجه به نقش كارساز نيروى مزبور در امر بهداشت و درمان و همچنين به پاس خدمات ارزنده‌اى كه گروه كثيرى از پزشكان در ادوار مختلف مخصوصا در مواقع بروز بيماريهاى خطرناكى نظير و با و طاعون به مردم گيلان نموده‌اند لازم مىداند با رعايت اختصار آنان را معرفى نمايد . در گذشته‌هاى دور مخصوصا هنگام فرمانروايى سادات اميركيايى ، پزشكى گيلان در سطح بغداد و دمشق و ساير مراكز بزرگ علمى بود . اما در حوادث رنج‌آورى كه در دوره‌هاى مختلف آرامش خاطر گيلانيان را به تشويش و نگرانى مبدل ساخت از جمله مواقعى كه سپاهيان مغول و تيمور و شاهان صفوى ، گيلان را مورد تهديد و حمله قرار دادند گروهى از علما و دانشمندان و هنرمندان و پزشكان گيلانى موطن خود را ترك كرده راه مهاجرت در پيش گرفتند .

پزشكان مهاجر

از آنجا كه دربار هند مشوق علم و هنر بود و دانشمندان و هنرمندان را با آغوش باز مىپذيرفت ، اكثر پزشكان مهاجر به هندوستان پناه بردند و در دربار شاهان هند ارج و مقام و منزلت بسيار يافتند . اغلب پزشكان گيلانى كه جلاى وطن كرده و به هندوستان عزيمت نمودند در دورهء صفويه مىزيستند . گيلان قبل از صفويه از استقلال نسبى برخوردار بود و در زمان صفويه به‌ويژه در دورهء سلطنت شاه عباس استقلال خود را از دست داد . هنگامى كه خان احمد گيلانى فرمانرواى شرق گيلان ( بيه‌پيش ) به فرمان شاه طهماسب در قلعهء قهقهه زندانى گرديد ، همچنين در دورهء پادشاهى شاه عباس اول كه خان احمد به دربار عثمانى پناهنده شد عده‌اى از بزرگان و دانشمندان و شعرا و پزشكان گيلان جلاى وطن كرده به هندوستان عزيمت نمودند . معروفترين پزشكان گيلانى كه در اين زمان از سرزمين آباء و اجدادى هجرت كرده به هندوستان رفتند فرزندان حكيم عبد الرزاق هستند . حكيم عبد الرزاق مدتها صدارت خان احمد گيلانى را بر عهده داشت . وى پس از شكست خان احمد گيلانى از شاه طهماسب صفوى در سال 974 هجرى قمرى در قلعهء الموت زندانى گرديد و در همانجا مرد . حكيم عبد الرزاق 4 پسر طبيب داشت به نام : حكيم ابو الفتح ، حكيم همام الدين ، حكيم نور الدين قرارى و حكيم لطف الله كه پس از چندى سرگردانى در ايران به ديار هند رهسپار گرديدند و در همانجا ماندگار شدند . حكيم ابو الفتح در دربار هند تا مقام صدارت بنگال پيش رفت و برادران او نيز در دربار مقام و منزلت شايسته‌اى يافتند . پزشكان ديگر عبارتند از : حكيم الملك شمس الدين گيلانى ( متوفى 998 ه . ق ) - حكيم ابو القاسم گيلانى - حكيم مير محمد هاشم گيلانى كه در دوره شاه جهان صدارت و طبابت ناحيهء گجرات را عهده‌دار شد و « تفسير بيضاوى » از اوست . وى حاشيه‌اى بر كتاب علامهء سمرقندى و حواشى