سالانه سالَه الان * مىدسه سر ، نَهَه كونَه آسمان
ديلَ شيرا وابدارم بخُدا * مىدسا گاگَلَفى تكان بدم
يا بَبَم اپا ، اوپا * آسمانا مىمَرا ، ارا ، اورا
ببرم نشان بَدَمْ !
برگردان به فارسى دل شير
يك زنبيل حرف دارم . . . * همهاش نيز دل من است
مىترسم اگر ابراز نكنم * ناگهان همانطور همراه راز دلم
سرم را زمين بگذارم و بميرم ! * چه بگويم به خدا ، نمىدانم چگونه بگويم . . .
من آخر خوشصحبت و خوشبيان نيستم و آن زبان چرب و شيرين را ندارم * حرفهايم را آبوتاب بدهم
كلمهبهكلمه آبوتاب و زيروبم و چينوشكن بدهم * دستم را هى آويزان كنم
دو دستم را بياويزم و باينسو و آنسو متمايل سازم * هى خودم را تكان بدهم
لب و چانه و زنخ خود را نشان بدهم * هى با حرفهايم تاب بخورم
هى بروم بالا ، باز هم پائين بيايم * دردسرت بدهم ، بكلّى و سراپا و به اندازه و بدون كموكسر
همينقدر مىتوانم بگويم : * - سالهاى سال بود ، براى خودم افتان و خيزان
زير آسمان بزرگ * مثل سگ زندگى مىكردم و نفس مىزدم
گاهى اوقات كه مىشد * خوشى و شادى من كم و ناخوشى من زياد . . .
كلّههايشان را مىگرفتم و به هم مىكوبيدم ! * يك روز . . .
روز سياه * يك نفر نمىدانم كى بود و چه شخصى بود و چه مقام و سمتى داشت
فرياد زد : * - به دو ، به دو ( فرار كن ، فرار كن ) دنيا به آخر رسيده . . .
تا بيايم بگويم چرا ؟ * آسمان چرخيد و چرخيد
براى خودش گردش كرد و پرسه زد و چرخيد * يك مرتبه و ناگهان
بالاى سرم كه آمد ، واژگون شد ! * اين دل من آب نشد ، زَهرهام نتركيد ؟ !
داد زدم به اندازهء صدا و غرّش رعد * امّا ذرّهاى بدوبيراه نگفتم و سخن ناسزاآميز بر زبان نراندم
يك نفر نمىدانم كى بود و چه شخصى بود و چه مقام و سمتى داشت * داد زد و فرياد كشيد :
- چاره كار ، غير از اين نيست * كه صدا گفته بود . . .
سالهاى سال است هنوز . . . * روى دستم آسمان كهنه ، مانده است !
به خدا دل شير را بايد داشته باشم * دستم را گاهگاهى تكان بدهم
يا اينپاوآنپا بشوم * آسمان را با خودم اينطرف و آنطرف
ببرم و نشان بدهم . !
ماكاتَه ميچَه ميلهْ « زَلْزَلَهْ » گيفْتَنْ نَتانِه !
مهمانى تمانَه بوسته بُو ، بوشوبيد همهتان * خالى بو پَلاتيان سفرهكنار
ماكاتَه ، ميچه ميلِه : ( جانالى زاى ) * خوپَلاموشتا هَلا ، تا او زماتْ ، نوخورده بو
جَغَله خو ، كوچيدانه دَسَ انگوشتا ، خورِه * هَى ، دَوَسْتى ، واكودى ،
پَلالقما ، كرا ، لاسو چاكودى ! * تونوگو . . . ( هسا چى بو ؟ )
جَغَلا خواب آموئى . ! * « زَلْزَلَهْ » باغ ميان ، پوشتَ خانه
دارَجورى ، خو صدايا ، اونى رِه ، اورگاده بو * مزه داشتى ، ماكاته ره ، دِه هسا زواله خواب
كاس خانم : ( جانالى زن ) * جَه خوزاى ، لُقما فاگيفته ، بَنا بشقابَ كنار
اونَه پَرْپا پَلا دانَه پاكاكود . * خودَسَ امرا ، آرامَه اونَه پوشْتا دَساسِه
اونَه ديما خوشادا . * بَكَشا گيفته ، ببرده جَغَلا ،
اونَه رِه تلارَسر ، جاواشاده ، * چاشوبا
اونه سر ، خُب دَشادَه ، تابوخُوسَه : * ( بوكونَه زواله خواب )
« زَلْزَلَهْ » صدا چى خوبى آموئى تلارَ جور . . . * كاس خانم ، واگردسه تنهائى ، خو ، مردا كه ور