انگليسىها پذيرفته است .
در شرح حديث لا تشدوا الرجال . در آن ، رد گروهى ( پيروان ابن تميمه و ابن حزم ) را كرده كه گفتهاند نمىشود در سفر حج به زيارت حرم پيامبر ( ص ) رفت .
چاپ : هند ، 1264 ق ، سنگى .
آغاز : الحمد للّه الذى جعل البيت امنا و مثابة للناس اجمعين ، و جعله هدا و مباركا للعالمين .
حسام الدين راشدى ، تذكره شعراى كشمير 8 ؛ رحمان على 93 ؛ مشترك 2 / 1193 ( 1 نسخه ) ؛ مشار 4 / 1014 « منتهى المقال فى شرح حديث لا تشد الرجال » ؛ خيامپور 1 / 6 « آزرده دهلوى » .
منحة الابرار .
از محمد علم الهدى فرزند محسن فيض كاشى ، نگارندهء « اصول دين » ( - هف ) ( 1039 - 1115 ق ) . در اصول دين و اعمال نيك و بد براى تن و جان . نگاشته به سال 1100 ق . و آغاز آن شبيه به « دراية نثار » از خود نگارنده است .
نسخهها 2 / 996 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه 23 / 20 « منحة الابرار » ؛ اعلام 2 / 1481 « علم الهدى الكاشانى » ؛ طبقات 23 / 488 - 491 « علم الهدى الكاشانى » ؛ فهرستواره 6 / 594 « مجادة الفؤاد فى تعداد مايراد » از همو ؛ مصفّى المقال 266 .
نشريه 5 / 670 نسخهء ملك الشعرا بهار ، نوشتهء ج 1 / 1116 .
منصب امامت .
از محمد اسماعيل شهيد [ مشار ] مولوى [ موزهء بريتانيا ] .
چاپ : دهلى ، 1877 م . سنگى 114 ص .
مشار 4 / 5021 « محمد اسماعيل شهيد » ، همان چاپ .
موزه بريتانيا ، چاپى 492 همان چاپ .
منظومهء كلامى
- بخش منظومهها .
منظومههاى اسماعيلى .
از شاه غريب خير خواه اسماعيلى نزارى ، خراسانى ، نام او محمد رضا فرزند سلطان حسين ميرزا بايقرا ( د 911 ق ) بوده است . كه در سرودههايش به غريب و غريبى تخلص كرده است . و به روزگار همايون ( 937 - 963 ق ) به هند رفته است .
چند منظومه از اوست كلامى - اسماعيلى ، هرچند در « ديوان » او در يك مجلد است ولى كارهاى مستقلى به نظر مىآيد . نخستين و دربارهء امام ، حجت ، داعى و مستجيب . در پايان برخى از منظومهها تخلص او آمده است : اى « غريبى » ختم كن ديگر كه ظرف عاميان - هست بس تنگ و فراخ است اين كلام نازنين . ميان منظومهها بندهايى است به نثر ، در آنها چند جا تاريخ 96 ( 906 ق ) براى نگارش آمده است . و بر فراز يكى از منظومهها آمده است « فى البداهه در حمام غوريان گفته شده » . همهء منظومهها در اصول و اعتقادهاى فلسفى اسماعيلى مىباشد . تاريخ 96 در « ذريعه 9 / 787 » 960 ق خوانده شده است .
آغاز نخستين : در بيان حد ، يعنى شناخت هريك از حدود دين از امام تا مستجيب و در اثناى آن شرح اهل تضاد كه از روز ازل و ضد و نقيض حدود ديناند . چيست دانى حد هريك از حدود راه دين با تو گويم ياد گيرش تا شوى ز اهل يقين - نام ايشان چند باشد هيچ دانى در جهان - هفت اما چهار قسمت از مهين و از كهين .
آغاز دومين : در بيان آنكه متعلمان را دانستن هفته و روز و شب و خورشيد و ماه دين