تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
11 ق - بخش فقه . مشترك 14 / 569 .

سواد الاعظم ،

ترجمه : عقايد پارسا . دربارهء متن ، چلبى مىنويسد : از ابو القاسم اسحاق بن محمد قاضى حنفى معروف به حكيم سمرقندى ( د 342 ه 953 م ) است . در 62 « مسئله » . نفيسى مىافزايد : در قبرستان چاكرديزهء سمرقند به خاك سپرده شده است . در عقايد حنفيان ، به زبان عربى به دستور اسماعيل بن احمد سامانى ( 279 - 295 ه ) نگاشته است . سپس مترجمى ناشناخته ، به روزگار نوح بن منصور سامانى ( 366 - 387 ه ) آن را به فارسى درآورده است . سپس اين ترجمه را خواجه محمد پارسا ( د 823 / 1420 ) در ( 795 ه / 1393 م ) تحرير نو كرده ، و اين تحرير اكنون در دست است . ولى نمىگويد كجاست عبد الحى حبيبى يغما نشانى از دو نسخهء آن داده : يكى نسخهء دستنويس خواجه پارسا نوشتهء 795 ق ، كه در هرات نزد فكر سلجوقى بوده و در 1330 خ به تهران رسيده و در رسانه‌ها شناسانده شده است . دانش‌پژوه مىافزايد : « عقايد » خواجه محمد پارسا از روى متن « سواد الاعظم » يا از روى ترجمهء آن‌كه به دستور نوح بن منصور ، نزديك 370 ه / 980 م به نگارش درآمده بود ، برگزيده شده است . نسخهء در دست ( گنج‌بخش ) . در ديباچه چند سطرى افتاده ، و آغاز مىشود با نام « امام ابو القاسم اسحاق بن محمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن زيد الحكيم سمرقندى » كه « اين كتاب را تصنيف كرد بتازى و به نزديك امير خراسان ( كه نامش را نبرده ) آورده و عرضه كرد . . . و همه پسنديدند . . . پس امير خراسان ( بدون آنكه بگويد بعدها ) فرمود كه اين كتاب را به پارسى ترجمه كنند » . آنگاه كتاب را بدينگونه روايت مىكند « حديث كرد ما را على بن عمر السيدى ( يا السعدى ) رحمة اللّه و گفت ما را حديث كرد ابو محمد عبد اللّه عباس المستملى ، كه خواجه امام زاهد ابو القاسم حكيم سمرقندى رحمة للّه گفت كه : الحمد للّه رب العظيم و الحمد للّه . . . » پس از شرح خطبهء متن ، بار ديگر به داستان ترجمهء كتاب مىپردازد و مىنويسد « پس من اين كتاب را بپارسى كردم ، زيرا آنكه درخواست امير خراسان نوح بن منصور ( ر ح ) از پس آنكه علماى كل ماوراء النهر را جمع كرد ، تا پيدا كنند ايشان راه راست و سيرت رسول ( ص ) و . . . و مذهب . . . امام اعظم . . . ابو حنيفه » را . آنگاه در بندى از متن عربى كتاب ، نام كتاب « السواد الاعظم » آورده شده است و اينكه اين كتاب حاوى 62 « مسئله » است . مسئلهء 1 - آنكه مومن در ايمان خود به شك نباشد ، 2 - جماعت مسلمانان را خلاف نكند ، 3 - نمازگزاردن پس هر نيك و بد ، 4 - هيچ كس از اهل قبله را كافر مخوانيد به گناه ، 5 - بر جنازهء هر خرد و بزرگ هرچند بد بوده باشد نماز كنيد . بنده با همهء افعال خود مخلوق است ، و حق تعالى با همه صفات خويش خالق ، 15 - شفاعت رسول را حق بداند ، 20 - صراط حق است ، 25 - ديدار خداى ( پس از مرگ ) حق است . مسئلهء 56 دربارهء هفتاد و دو فرقهء مسلمانان است ، كه نخست نام آنان را برده ، سپس به تفصيل با ديد اهل سنت گزارش مىكند .