پيامبرى نگاشته ، و در « خاتمه » زردشت را پيامبر دانسته است .
آغاز : الحمد لله و الصلاة على . . . اما بعد ، اين مختصرى است در معرفت نبوت و معجزة .
نسخهها 2 / 953 ( 1 نسخه ) .
سپهسالار 5 / 86 - 87 ش ( 10 ) 1643 .
زرينه فى شرح السفينه .
از اسلمى مدراسى ، محمد سعيد ، شافعى ( د 1272 ه / 1855 م ) ، همانكه « تحفهء اثنا عشر » ( هف ) ، دهلوى را به عربى ترجمه كرده است . و از هموست « مواهب الرحمان » . ( مشترك 1 / 74 ) .
تعليقاتى است بر « سفينة النجات فى طوفان المهلكات » خود او ، كه اين يكى را در 1256 ق / 1840 م ، ساخته بوده است .
آغاز ( ديباجه ) : تبارك الله بيده الملك و الملكوت و له العزة و الكبريا . . . اما بعد ، بر بصاير و الوالالباب پوشيده نماند . . . ( ش ) :
قوله . شايسته هر حمد و سپاس و بايسته آن الى آخر بايد دانست كه در انواع اعيان و معانى اصناف .
مشترك 2 / 1113 ( 1 نسخه ) ؛ علماى هند ، 22 زندگينامه و نام دو اثرش : « ترجمه اثنا عشريه » و « سفينة النجات » ؛ برگل 1 / 124
F
« مواهب الرحمان » ؛ ايوب قادرى ، 110 نام 4 اثر او : « ترجمهء تحفهء اثنا عشريه » ، « سفينه . . . » و « زرينه . . . » و « تفسير قرآن » در چهار جلد ، ( كه گويا همان « مواهب الرحمان » او باشد ) .
نوشاهى ، موزه 176 « تعليقات زرينه » .
زندهرود .
از خوشى . نام آن در فهرستها زاينده رود هم آمده است ( - بخش عرفان 7 / 462 ) .
بيفزاييد :
آغاز : به نام ايزد بخشاينده و بخشايشگر مهربان ، بعد نماز يزدان و ثناى روشن گوهران معروض افروخته روانان آنكه عارف نور الانوار . . .
كيخسرو اسفنديار . . . فرمود كه كتاب « آفتاب تاب » حكيم بالغ خود زنده آزرم كه . . . در عهد . . .
خسرو پرويز فراهم آورده . . . از لفظ فارسى كه چون آذر زردهشتى فروغبخش . . . است به لغت مشهورهء درى آميخته ترجمه نماى . از آنجا كه اين همايوننامه موسوم به چشمهء زندگى است و حكيم جامع و مترجم از نژاد آدم پهلوانان سپاهيان گودرزند و زادبومشان اصفهان ، شايان چنين نمود . . . كه در حين ترجمه و ترميم آن موسوم به زنده رود سازد .
افشار ، وين ، 55 ش
Mixt . 871 . 3
« زندهرود » نوشتهء 1294 ق .
زواهر الحكم .
از ميرزا حسن قمى لاهيجانى ( 1045 - 1121 ق ) فرزند عبد الرزاق . در مباحث كلامى . به فارسى ( صفا ) .
ذريعه 12 / 63 « زواهر الحكم الزاهرة فى غياهب الظلم » نسخههاى عربى آن ، به تفصيل ؛ ريحانه 4 / 363 به دنبال زندگىنامه پدرش و نام 13 كارش ازآنميان « زواهر الحكم » .
زوال آفتاب نبوت .
از ميرزا مهدى خان استرآبادى ، منشى نادرشاه ( 1048 - 1160 ق ) .
گفتارى است به نثر آميخته به نظم با تشبيهات و كنايات ادبى ، درباره غدير ، همراه گفتار ديگرى از همو به نام « غديريه » به كوشش شيخ احمد