تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 1004

مساهمون:

ص١٠٠٤

مونس الصالحين .

از حسين ، مريد شاه عيسى ، كه مىگويد چون مىخواستم به مسافرت روم ، خواستم مجموعه‌اى باشد جامع تا انيس فقير گردد ، و نام آن « انيس الصالحين » نهاده شد . فصل 26 كتاب « در بيان كلام استادى حضرت شاه عيسى كه مرشد اين فقيرانند » مىباشد . نثر آميخته به نظم ، با سربندهاى « اى عزيز » و جابجا « حكايت » ، در 51 « فصل » : 1 - در بيان توحيد بارى ، 2 - اسلام و ايمان ، 10 - زكات ، 15 - مرگ و قبر ، 20 - تقوا و ورع ، 23 - قضا و قدر ، 25 - غيبت و سخن‌چينى ، 30 - مسلمانى و ايثار ، 35 - در بيان احوال مجذوبان ، 40 - كم خوردن و كم گفتن ، 45 - عشق ، عاشق و محبت و ذكر ، 51 - اشغال ، سلوك . آغاز : حمد بىحد مر خالقى را كه دل‌هاى عارفان را مخزن اسرار خود گردانيد . مشترك 3 / 2048 ( 3 نسخه ) . گنج 2 / 735 نوشته از سدهء 11 - 12 ق .

مونس الطالبين .

محمد فرزند جلال فرزند على حسينى اصفهانى ، ملقب به دانا ، كه نسخهء تركيهء آن از سدهء 10 ق دانسته شده است . در 50 « باب » ، در مكارم اخلاق و آيات ربانى و حديث‌هاى نبوى و مرتضوى و حكما ، نظما و نثرا . تركيه ، كتابخانه‌ها 11 .

مونس العابدين .

ترجمهء نيك‌بختى ميرزا محمود فرزند ميرزا على ، ترجمهء « مصباح » كفعمى است در دعا ، كه براى آقا نيك‌بخت ساخته ، و « ترجمهء نيك‌بختى » نيز ناميده مىشود . و در غرهء رمضان 1055 ق به انجام رسيده است . آغاز : الحمد لله الذى جعل الدعاء ذريعة الوصول . ذريعه 23 / 282 نسخه‌اى از مشهد و ديگرى در مجلس .

مونس العشاق : رسالة فى حقيقة العشق .

از شيخ اشراق ، شهاب الدين سهروردى ، يحيى ( كشته 587 ق / 1191 م ) . ( - آواز پر جبرائيل ) . گفتارى است فلسفى عرفانى ، در 11 « فصل » . فصل 1 - بدان اول چيزى كه حق بيافريد گوهرى بود تابناك ( عقل ) 2 - چون آدم خاكى را بيافريدند ، آواز برآمد ، 3 - حسن مدتى بود از شهرستان وجود آدم رخت بربسته بود ، 4 - راه حزن نزديك بود ، به يك منزل به كنعان رسيده در شهر شد ، 5 - وزان سوى ديگر ، عشق شوريده قصد مصر كرد تا به مصر رسيد ، 6 - بدان كه بالاى اين كوشك نه اشكوب طاق است ، 7 - چون عشق اين حكايت بكرد ، زليخا پرسيد كه سبب آمدن تو از ولايت خود چه بود ؟ ، 8 - چون يوسف عزيز مصر شد ، خبر به كنعان رسيد ، 9 - بدانكه از جمله نام‌هاى حسن يكى جهالت و يكى كمال ، 10 - محبت چون به غايت رسيد آن را عشق خوانند ، 11 - عشق را از عشقه گرفته‌اند . يك بار به كوشش اتو اسپيس
Otto Spies
به سال 1934 م ، سپس به كوشش دكتر حسين نصر در مجلهء معارف اسلامى ، آبان 1347 خ . چاپ شده است . اين گفتار را عماد الدين عربشاه يزدى به نظم درآورده است . آغاز : نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا . . . فصل 1 - بدانكه اول چيزى كه حق