تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
اين متن نشان داده شده كه از عبد الرزاق لاهيجى دانسته شده كه بايستى تحريف باشد . ترجمه در نسخهء گنج‌بخش 7112 از افتخار فرزند نصر الله است كه به اشارهء « مرتضى ممالك اسلام فخر المله والدين حسن » ساخته شده . نسخهء ملك ش 16 / 547 نام مترجم را ندارد ، كه به اشارهء حسن فرزند نصر الله انجام گرفته ، روزگار ترجمه به دست نيست ولى كهن‌ترين نسخهء شناخته شده از سدهء 9 ق . است . آغاز : الحمد لله على ما عرفنا حقيقة ذاته و وفقنا الله الاتصاف . . . اما بعد ، اين رساله‌اى است متشمل بر تحقيق حقيقت يا شرح خبر كميل كاشى . نسخه‌ها 2 / 1331 ( 4 نسخه ) ؛ مشترك 3 / 1814 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه 13 / 196 « شرح حديث الحقيقة » كه به دو كس كاشانى و لاهيجانى نسبت داده شده ، همانجا 18 / 140 « كميليه » كاشانى . دانشگاه 12 / 2882 ؛ سنا ش 8 / 281 ؛ فيلم 1 / 752 ؛ ملك ، 5 / 69 ، ش 16 / 547 ؛ نشريه 6 / 517 . گنج 2 / 766 .

* كميليه . از حاج ميرزا ابو الحسن فرزند حاج اسماعيل اصطهباناتى لارى ،

معروف به محقق ( پيرامون 1250 - 1338 ق / 1834 - 1920 م ) ( - تشريح الافلاك 4 / 2864 ) نخست به عربى آغاز كرده سپس به فارسى گرويده است . در كنارهء « زاد المعاد » چاپ شده است . آغاز : الحمد لله الذى خلق الانسان و كرمه بتعليم البيان . . . اما بعد ، فانموذج القصر و النقصان الحاج ميرزا ابو الحسن الاصطهباناتى . اعلام 1 / 534 ؛ طبقات 14 / 35 ؛ مشار ، مؤلفين 1 / 137 . دايرة المعارف ( 2 ) 1464 خطى .

* كميليه : شرح حديث الحقيقة .

از مير حسين فرزند اسماعيل حسينى ، پيش از صفر 988 ق كه تاريخ نسخهء آيت الله مرعشى است . گزارش همان حديث پيش‌گفته است ( - بالا ) و به اين مناسبت بخش بزرگى از « ديوان » حضرت على را نيز گزارش كرده است . با سربندهاى « اشراق » ، به علم حروف و اعداد نيز اشارت دارد . آغاز : الحمد لله الذى هدانا طريق حقيقة كل شيئ كما هو . . . رباعى :
پيدا و نهان و غايب و حاضر اوست .
اشكورى 24 / 184 « شرح حديث الحقيقه » ، همانجا 25 / 128 .

* كميليه . از ميرزا محمد تنكابنى - ضياء الابصار .

* كميليه . از شاه داعى شيرازى ، نظام الدين محمود

( د 870 ق / 1465 م ) . در گزارش همان حديث ( - بالا ) . وى دو بار دراين‌باره نوشته است : 1 - كوتاهتر ، به نثر ، جز يك بيت و دو رباعى كه در پايان آن آمده ( تا چشم باز كردم نور رخ تو ديدم ) نثر يك دست است . تا اينجا جز نسخهء گنج‌بخش از نسخهء ديگر آن آگاهى ندارم . آغاز : كميليهء اولى . حمد جلال احديت نه حد زبان هركس است . و سپاس حضرت عزت نه به اندازهء ترجمان . 2 - گسترده‌تر ، نثر آميخته به نظم . در ديباچه
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 768 | احمد منزوى