القرآن ، شكر بر صفت خالق الانسان علمه البيان .
توپكاپى 1 / 32 .
* عذر توبه .
از نور الدين محمد ترشيزى متخلص به ظهورى ( د . 25 يا 1026 ق / 16 - 1617 م ) ( مشترك 5 / 69 ) . موضوع ؟
ملك 8 / 31 .
* عرشنامه .
حروفى از على الاعلى ، شايد فضل الله نعيمى استرآبادى ( د 796 ق / 1394 م ) . در 5 « فصل » . در آن از « جاوداننامه » ( هف ) ياد شده .
آغاز : حمد بىحد ذاتى را كه از عرش نامهى معرفت خود به خاصان فرش خاك فرستاد و هر يك را از حضيض .
نسخهها 2 / 1279 ؛ اعلام 2 / 1501 ؛ همانجا 3 / 3536 ؛ نفيسى 2 / 764 - 765 استرآبادى ، كه ضمن نمايهاى از كارهايش از « عرشنامه » نام برده ؛ لغتنامه : « حروفيان » .
دانشگاه 2 / 111 ، همانجا 11 / 2475 .
توپكاپى 1 / 29 ش 77 .
* عرضنامه .
بابا افضل - بخش فلسفه .
* كتاب العرفا .
ن . حديثهايى عرفانى ، شيوا ، همراه سرودهها و آيتها .
آغاز : بسمله . . . مشهود ذاتش مقصود از صفات است . بيت . . .
چون آن گل نازك . . . بىخود بود كه هستى خود حصر نداشت .
خوانسارى 1 / 92 .
* عرفان الحق : ديوان الحقايق . از صفى على شاه ،
ميرزا حسن فرزند محمد باقر شاه نعمت اللهى اصفهانى ( د 1316 ق / 1898 م ) . در توحيد و عرفان ، به نام ناصر الدين شاه قاجار ( 1264 - 1313 ق / 1848 - 1895 م ) . چند بار چاپ شده : تهران ، 1297 ق ، سنگى ، 239 ص .
آغاز : حمد سزاوار يگانهاى است كه حمد خود را برهان خود فرمود ( ديباچه ) : بسم الله تعالى شانه . بدانكه ذات حق صرف هستى است .
نسخهها 2 / 1279 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه 15 / 246 ؛ اعلام 2 / 1193 صفى على شاه ؛ مشار 3 / 3502 ( 8 چاپ ) .
چاپ سنگى ، تبريز 138 ؛ دايرة المعارف ، ش ( 7 ) 677 ؛ سپهسالار 5 / 317 سرآغاز از اينجاست ؛ قم ، فيضيه ، عراقى 1 / 381 .
* عرفان الحق . از محمد تسليم قادرى .
در پايان ديباچهء بلند ( ص 16 ) از خود نام برده است .
عرفان نظرى و سلوك است در 9 « باب » هريك در چند « فصل » . نثر روان آميخته به نظم ، و سربندهاى « اى محب » : باب يكم . در بيان نه بطون ، در 30 « فصل » 1 - در بيان تن ، 2 - در بيان عقل . . . 10 - سر الحجب ، 15 - بيان سكر ، 20 - ضلالت عشق ، 30 - نفس و روح . باب دوم در بيان هشت مستى : مستى جوانى ، مستى حسن ، مستى هنر ، مستى مال ، مستى وسيله ، مستى پادشاهى ، مستى عشق هريك در 1 « فصل » .
باب سوم در بيان هفت شغل ، در چند فصل ، باب چهارم در بيان شش غفلت : طمع ، غضب ، مستى هريك در 1 « فصل » . باب پنجم در ذكر پنج مقام جلى ، قلبى ، روحى . . . در 22 « فصل » .
باب ششم در سه وجود و چهار منزل : واجب ، ممكن ، ممتنع الوجود ، ناسوت ، ملكوت ، جبروت ، لاهوت ، 22 « فصل » . باب هفتم در بيان سه خلوت : مجاهدت ، مشاهدت ، مراقبت .