بوزجانى ( - بخش زندگىنامهء پيران 3 / 2187 ) .
نسخهها 2 / 1204 .
فيلم 1 / 719 .
* سير روح و بدن .
از صلاح جعفرى ، سدهء 11 ق ( همان 1 / 415 ) . در تشريح حواس پنجگانهء ظاهرى و پنجگانهء باطنى : سامعه ، باصره ، شامه ، ذايقه ، لامسه و ششم حس مشترك ، هفتم متصرفه ، هشتم خيال ، نهم وهم ، دهم حافظه .
آغاز : حمد بىحد احدى را سزد كه سبب رياض . . . آب روان پروان .
مشترك 3 / 1571 .
* سير الطالبين .
از مير سيد على همدانى ( د 786 ق / 1384 م ) ( - عقليه ) . گردآورى برهان فرزند عبد الصمد ، كه در ديباچه از همدانى به گونهء درگذشته ياد مىكند : « اين جواهر الفاظى است از الهامات . . . كه مير سيد على همدانى ( رح ) بر اوراق مختلفه نوشته بود . . . آن را گرد آورده « سير الطالبين » نام نهاد » . سيروسلوك است با سربندهاى « اى عزيز » آميخته به نظم و سروده هايى از همدانى و ديگران .
آغاز : حمدى كه بر ورق احداق بصاير اولو الابصار از ملاحظهء آثار . . . اما بعد ، اين جواهر الفاظى است .
مشترك 3 / 1571 ( 4 نسخه ) ؛ نسخهها 2 / 1205 ( 8 نسخه ) ؛ ذريعه 12 / 277 ؛ اعلام 2 / 1670 ؛ طبقات 8 / 150 ؛ نفيسى 1 / 194 كارهايش از آن ميان « سير الطالبين » ؛ علماى هند 148 ؛ ايوب قادرى 351 كارهايش از آن ميان همين ، كه در هيچيك از 3 منبع پيشگفته از گردآورندهء آن نام برده نشده ؛ مجلهء ادبيات ، آذربادگان ، س 1329 خ / 310 ؛ صفا 3 / 1296 نام 14 كار او از آن ميان همين .
آستان قدس 4 / 440 ( 2 نسخه ) ، همانجا ، نامگو 315 ؛ اشكورى 20 / 112 چنان سخن گفته كه گويا نام گردآورنده در نسخه نيامده ؛ خوانسارى 1 / 152 ؛ دانشگاه 11 / 2216 ؛ دايرة المعارف ، ش ( 25 ) 162 عكسى ؛ مجلس ش 9 / 3660 فهرست نشده ؛ ملك 7 / 297 ، ش 14 / 4250 ؛ 7 / 317 ، 13 / 4274 ؛ نشريه 5 / 194 ، همانجا 8 / 208 نسخهء تفليس در مجموعه گفتارهاى همدانى نوشتهء 998 ق .
بلوشه 1 / 117 ؛ ازبكستان ، تاشكند 3 / 237 ( 2 نسخه ) ؛ تاشكند ، فارسى ، ( بيرونى ) ( 1 ) 78 ( 3 نسخه ، نوشته : 959 ق ، 1079 ق ، سدهء 13 ق ) ؛ ريو 2 / 836 كه از گردآورنده نام برده ؛ فرهنگستان ، نامگو 1 / 315 ؛ قاهره ، دار الكتب 1 / 305 ؛ گنج 2 / 717 ؛ مصر ، خديويه 2 / 416 ، 530 .
* سير العارفين .
از جمال دهلوى ، درويش محمد ، حامد - بخش زندگىنامهها 3 / 2188 .
بيفزاييد : تاشكند ، فارسى ، ( بيرونى ) ( 1 ) 78 ( 3 نسخه از سدهء 10 ، 11 ، 12 ق ) .
* سير العباد الى المعاد .
منظومهاى است عرفانى ( سنجيده شود با كار سنايى ) ، همراه با گزارشى به نثر از ابو المفاخر محمد منصور ، كه در پايان آن گويد : گفتم آن نور كيست ، گفت آن نور - بو المفاخر محمد منصور . با سربندهاى : صفت نفس ناميه ، صفت نفس عاقل كه آن را نفس مستفاد گويند ، صفت حسد ، صفت حقد و ندامت ، صفت صورت طبع ، صفت جوهر آبى ،