اسب و اسفريز و اسفهريز « 1 » نام ديهى در اصفهان . بههرصورت آشكار است كه ريز كه بر اين ديه بزرگ از روزگاران كهن اطلاق شده به معناى جا و محل معتبر است هرچند نه در ابتدا و نه در انتهاى آن واژهاى نيست تا بيشتر آن را توضيح دهيم . مثلا ميدان يا محل كاشت برنج و امثال اينها . در ساير نامواژههايى مثل نيريز و پاريز و غيره نيز باز اين كلمه به همين معناست هرچند در فرهنگهاى ما كلمهء ريس را بهصورت مستقل نياوردهاند ولى در لفاف مركب مثل اسفهريز از آن ياد نموده و همه متذكر شدند كه ريز به معناى ميدان است .
ريسه
Rise ( h )
ريسه ديهى است در دهستان حومه از شهرستان نطنز ، كه ديه معتبرى بهشمار مىرود و در سال 1345 اين ديه 242 نفر جمعيت داشته است . در ناحيت نطنز ديههاى پرجمعيت با نامهاى كهن و قناتهاى پرآب بسيار داريم . « 2 »
اين نامها همه علامت اين است كه روزگار درازى از عمران و سكونت آرياييان و ايرانيان قديم در ناحيهء خوش آب و هواى نطنز گذشته است . برخى از ديههاى نطنز كه بر جانب مشرق ناحيه افتاده است پايى به كوير دارد چون ابو زيدآباد و جز آنكه از گرماى تابستان بىنصيب نيست ولى ساير قسمتهاى ناحيه همه خوش آب و هوا با تابستانهاى ملايم و زمستانهاى سرد است .
دهستان حومه مخصوصا از ساير دهستانها هم ديههاى بيشترى دارد و هم پرجمعيتتر و آبادتر است . چون دربارهء خصوصيات جامعهشناسى و جغرافيايى اين محل ذيل عنوان نطنز و مضافات آن توضيحات كافى دادهايم مىپردازيم به واژهشناسى آن . « 3 »
واژهشناسى :
ريسه از دو جزء « ريس + ه » تركيب يافته است . جزء اول « ريس » همان واژهاى است كه بهصورت « ريس » و « ريز » هر دو داريم ( اسفهريس و نيريز و پاريز و غيره ) و جزء آخر آن « ه » علامت نسبت است و بر روى هم معنى آن مىشود ناحيتى منسوب به
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء اسفرجان و اسفه .
( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى نىنى ، نسران ، كنذر ، خفر ، جزن ، ابيازن ، اوره و غيره در همين فرهنگ .
( 3 ) - ن . ك . به : نامواژهء نطنز و مضافات آن در همين فرهنگ .