كه در جزء اول آن « ريا » حرف « ر » منقلب از « ن » است . « 1 » در اين صورت واژه از صورت رياخوان به نياخوان باز مىگردد و مىدانيم كه « نه » و « نيه » و « نيا » صورت ديگرى از « نا » به معناى آب است . و جزء دوم آن « خوان » به معناى جا و محل است بنابراين رياخوان يعنى جايگاه آب آنجا كه آب فراوان دارد و راستى هم كه ناحيهء لنجان كه اشترجان بخشى از آن است در كنار رودخانهء زايندهرود از آب كافى بهرهمند مىباشد و همهء سرسبزى و زيبايى ديههاى آن بستگى به آب فراوان آسانياب زايندهرود دارد كه پس از الحاق آب كوهرنگ به آن و احداث سد افزايش بسيار يافته و آب مطمئن براى ديهها تأمين گرديده است . نظاير بسيارى از همسانهاى اين نامواژه در اطراف ايران ديده مىشود از جمله ريجن ( كاشان ) ، ريجان ( زرند ) و ريخان ( مشهد ، بيرجند ، خرمآباد ، محلات و غيره )
ريز
Riz
ريز تا چندى پيش ديه بزرگى بود افتاده در كرانهء رودخانهء زايندهرود و در غرب جنوب اصفهان ، پوشيده در درختستان و بيشهزارهاى كبوده و دورتادور آن را برنجزارها فرا مىگرفت و رودخانهء زايندهرود كه از جنوب آن جوشان و خروشان رو به خاور روان بود .
اين ديه بزرگ كه اتفاقا نام آن در نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران ، كه منبع اصلى آگهىهاى ماست نيامده ، شايد به اين دليل كه هرچه بزرگ شد و از حال ديه بهصورت شهر درآمد نام آن را حذف مىكنند ولى ما بگوييم كه ريز كجاست . در منتهى اليه باختر دهستان اشيان آنجا كه آيدوغميش و اشيان به هم مىرسند ، ريز واقع شده است . در شمال آن دشت طبس افتاده كه امروزه جايگاه كارخانهء آهنگذارى اصفهان است و بسيارى صنايع ديگر و خود ريز كه آن را اينك زرينشهر مىنامند . چرا اين نام كهن را تغيير دادهاند ؟ شايد تنها دليل اين تغيير و بسيارى تغييرات ديگر كه در نامهاى امكنه مىدهند از باب ندانستن تاريخ و يا نداشتن
هامش
( 1 ) - تبديل حرف « ر » به « ن » در بين گويشها معمول است و در ادب هم راه پيدا كرده است . زردشت بهرام پژدو مىگويد :پذيرفتم و در دين استوانيم * بجز پيغمبر نيكش نخوانيم( منقول از لغتنامه ذيل حرف « ر » ) ن . ك . به : برهان قاطع و فرهنگهاى ديگر و مخصوصا ديباچهء برهان قاطع .