خان تهيه كرده بود . سپس ورقهاى 62 - 90 را عملا آقاى لسترنج ويرايش كرده و من فقط مسئول بقيه مطالبم . به عبارت ديگر وى به بخش جغرافيايى پرداخته كه خود در اين باره از مراجع بزرگ علمى است و نيز به تاريخ محلّى و آنچه براى من باقى گذاشته تاريخ عمومى و البته آزادى عمل در تمام مسائل متنى . در اينجا مشكلات عمده ناشى از تصحيف بسيارى نامهاست كه در تاريخ افسانهاى ايران روى مىدهد شايد بيشتر آنها را مؤلف به غلط نوشته باشد و لازم نيست كه گناه را تنها به گردن نسخه برداران بيفكنيم . در مواردى معدود مىتوان به حدس صورت صحيح اين نامها را باز يافت امّا آنها خارج از حوزه تحقيق من است و بنا بر قاعدهيى اين كار را خواه در مورد متن ، خواه در مورد حواشى نيازمودهام . در مورد دورهاى متأخر ، تحقيقات نولد كه در كتاب تاريخ ايران و عرب در دوران ساسانيان
Geschichte der perser und Araber zur Zeit der Sasaniden
( كه به عنوان ساسانيان
Sasaniden
ارجاع دادهام ) مرا يارى داد تا شمارى از اغلاط را تصحيح كنم و به كمك طبرى و حمزه مىتوان كما بيش به هموار كردن راه تحقيق اميدوار شد ، هر چند پارهاى نقاط هميشه بايد تاريك باقى ماند ، در متنى مانند متن حاضر كه در واقع متّكى به نسخهء واحد موزهء بريتانيا مكتوب در ششصد سال قبل است ، من اشكال و صورتهاى املايى را كه ويژگى
شرح
اصطخر [ در متن كورهء اصطخر ] باستونR( راست ) وa65 ( 65 الف ) شروع مىشود و به دنبال آن مىآيد ستونهاىR( راست ) ورقهاىb65, a66 ( 65 ب ، 66 الف ) وb( ب ) . بعد برمىگرديم به ستونL( چپ ) ورقa65 ( 65 الف ) و به دنبال آن ورقهاى 65bL، 66aR( 65 ب چپ ، 66 الف راست ), bL( ب چپ ) . سپس در ورق آتى 66b( 66 ب ) تمام صفحهء نسخه خطى مربوط است به شهر اصطخر ، ورقهاىa67 ( 67 الف ) وb( ب ) و راسa68 ( 68 الف ) همه در يك ستون نوشته شده است . پس از اين دوبارهa68 ( 68 الف ) زيرين برمىگردد و به ستونهاى مضاعف ، گفتار بعدى آغاز مىشود باRa68 ( 68 الف در ستون دست راست ) و به دنبال آنRb68 ( 68 ب ستون دست راست ) سپس برمىگرديم بهLa68 ( 68 الف ستون دست چپ )La68 ( 68 ب ستون دست چپ ) كه آخرين شهر ناحيه را شرح مىدهد .