تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

بهرام [ 1 ] بن بهرام بن هرمز ،

و بعد از وى ، پسرش بهرام بن بهرام به پادشاهى نشست و سيرت نيكو سپرد و سپاهى و رعايا را نيكو داشت و در عهد او ، هيچ اثرى « 1 » تازه نشد كى درين مختصر ، ياد توان كرد و مدّت ملك او ، هفده سال بود و به جنديسابور نشستى .

بهرام [ 2 ] بن بهرام بن هرمز .

او را از بهر آن سگانشاه گفتندى كى به عهد پدرش ، ولايت سيستان ، او را بود و سيستان را اصل سگستان است و ازين ، به تازى سجستان نويسند
شرح
بر او نيز بگذشت سال دراز * سر تا جور اندر آمد به گازيكى پور بودش دلارام بود * ورا نام بهرام بهرام بودبياورد و بنشاندش زير تخت * به دو گفت كاى سبز شاخ درختبه داد و دهش گيتى آباد دار * دل زير دستان خود شاد داربه سه سال و سه ماه و بر سر سه روز * تهى ماند ز او تخت گيتى فروزچو بهرام گيتى به بهرام داد * پسر مرو را دخمه آرام داد( 21 / 209 / 7 ) [ 1 ] . بنا بر شاهنامه پس از درگذشت بهرام اورمزد ،يكى پور بودش ، دلارام بود * ورا نام بهرام بهرام بوداو چهل روز در سوگ پدر نشست و تاج شاهى بر سر ننهاد تا موبد موبدان او را به جلوس بر تخت شاهى راضى كرد ، بهرام ، پادشاهى دادگر بود و پس از نوزده سال پادشاهى بمرد و بهرام بهراميان به جاى او نشست . كريستين سن معتقد است كه بهرام دوم از 276 تا 293 ميلادى پادشاهى كرد و در زمان او مجددا نبرد ميان ايرانيان و روميان در گرفت . در نقش رستم كتيبه‌اى از وى به جاى مانده است و در كوه شاپور هم نقشى دارد ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ص 196 ) . مقدسى او را بهرام خودستاى مىخواند ( آفرينش و تاريخ ، ص 137 / 3 ) . [ 2 ] . در شاهنامه آمده است كه او را كرمان شاه خواندند و پس از چهار ماه پادشاهى بمرد و نرسى به جاى او نشست . اما در فارسنامه ابن بلخى و سنى ملوك الارض و مجمل التواريخ ، لقب او « سكان شاه » است كه به نظر مىرسد فردوسى لقب او را با لقب بهرام چهارم اشتباه كرده باشد . كريستن سن مىنويسد : بهرام سوم لقب سكان شاه داشت زيرا عادتا وليعهد ايران را به حكومت مهمترين ايالت و يا ايالاتى كه بعد از سايرين تسخير شده بود ، نصب مىنمودند ، كريستن سن مىافزايد بهرام به وسيله عم پدر خود نرسى كه طغيان كرده بود شكست خورد و از پادشاهى بر كنار شد احتمال دارد بهرام سوم پس از سال 293 ميلادى در بعضى قسمت‌هاى شرقى ايران پادشاه باقى مانده باشد ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 257 ) .
هامش
( 1 ) .p: ندارد .B: در سطر افزوده شده .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 184 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى