پى آن كشتىها به آنجا نرفتند . آن كشور خراب شد و آيين و سنن آن نابود گشت و رشته امورش از هم گسيخت . در اينجا به شرح علل آن تا آنجا كه مىدانم ، اگر خدا بخواهد مىپردازم .
شورش در چين و دگرگونى اوضاع آنجا
علت دگرگونى امور مربوط به احكام و عدالت در چين و قطع رفت و آمد كشتىهاى سيراف به آنجا ، آن بود كه در ميان ايشان از غير خاندان شاهى ( خوانك چائو ) « 1 » ياغى ، معروف به « بابشوا » « 2 » خروج كرد . او در ابتداى كارش از جوانمردان و عيّاران بود و با خود سلاح همراه داشت و در كار فساد بود . گروهى از اراذل و اوباش گردش را گرفتند تا آنكه كرّ و فرّى يافت و يارانش افزون شد .
اميد و آرزويش ( در تسخير ملك ) قوام يافت . سپس از ميان همه شهرهاى چين قصد فتح خانفوا « 3 » كرد .
سقوط بندر خانفوا به دست شورشيان
خانفوا همان شهرى است كه بازرگانان عرب بدانجا مىرفتند . و فاصله آن تا دريا بيش از چند روز نبود ، اين شهر بر كنار درهاى بزرگ با آب شيرين قرار داشت . مردم شهر از ورود او ممانعت كردند ، پس مدتى دراز ايشان را محاصره كرد ، و اين در سال 264 ه ( 878 م ) بود تا آنكه بر شهر دست يافت
هامش
( 1 ) .Huang Cao.
( 2 ) . به معناى شورشى ، گردنكش .
( 3 ) .Hanfu.