مىدهد ، مدّ دريا از مجاورت بصره تا جزيره بنى كاوان « 1 » هنگامى است كه ماه در ميان آسمان باشد . و جزر آن هنگام طلوع و غروب ماه است . مدّ از ناحيه چين تا نزديكىهاى جزيره بنى كاوان به هنگام طلوع ماه است ، چون ماه به ميان آسمان برسد آب پايين مىرود « يعنى جزر است » و چون ماه غروب كند آب بالا مىآيد « مدّ است » پس هرگاه ماه در ميان آسمان باشد آب پايين مىرود « جزر است » .
گفتهاند ، در جزيرهاى به نام « ملخان » « 2 » كه از سرزمين هند است و ميان سرنديب « 3 » و كله « 4 » در مشرق آن دريا واقع است قومى سياه پوست ساكنند . هرگاه به آدمى غير از سرزمينشان دست بيابند او را از پا آويزان كرده و تكه تكه مىكنند و خام مىخورند ، تعداد آنها بسيار است و در يك جزيرهاند و پادشاهى ندارند . خوراك آنها ماهى ، موز ، نارگيل و نيشكر است و چيزى شبيه به بيشه و نى زار دارند .
و گفتهاند در قسمتى از اين دريا ماهى كوچك و پرندهاى است كه بر سطح آب پرواز مىكند مردم آن را ملخ آب « 5 » ناميدهاند . * آوردهاند كه در قسمتى از آن دريا ماهى است كه از دريا بيرون مىآيد و بر درخت نارگيل بالا مىرود آب نارگيل را مىنوشد و سپس به دريا باز مىگردد « 6 » * .
گفتهاند كه در اين دريا ماهى شبيه خرچنگ است ، هرگاه از دريا خارج شود سنگ مىشود . گويند از آن سرمهاى براى علاج برخى از بيماريهاى چشم مىگيرند .
هامش
( 1 ) .Banu Kawan.
( 2 ) .Malhan.
( 3 ) .Sirandib ( - ceylan ).
( 4 ) .Kalah ( - Kra ).
( 5 ) . ملخ ماهى نيز خواندهاند ( ترجمه فرّان ، ص 40 ) .
( 6 ) . قسمتى كه ميان دو ستاره است در ترجمه فرّان وجود ندارد .