است . از ( كشتىهاى ) چينى هزار درهم و از ديگر كشتىها ، بين ده دينار تا يك دينار مىگيرند . ميان مسقط و كولم ملى و ( درياى ) هركند حدود يك ماه راه است . و در كولم ملى آب گوارا بر مىگيرند . سپس كشتىها لنگر مىكشند يعنى به سوى درياى هركند حركت مىكنند . و چون از هركند بگذرند به جايگاهى مىرسند كه به آن « ليخ بالوس » « 1 » گويند ، ساكنان آنجا مردمىاند كوسه ريش و سفيد پوست . لباس نمىپوشند زبان عربى و ديگر زبانهايى را كه بازرگانان سخن مىگويند ، نمىفهمند . دريانوردان گفتهاند كه هيچ گاه زنان آنها را نديدهاند . زيرا مردانشان با قايقهايى كه از يك تكه چوب نقر شده ( تو خالى ) ساخته شده از جزيره به سوى بازرگانان مىآيند ، نارگيل و نيشكر و موز و شير نارگيل كه سفيد رنگ است مىآورند .
شراب نارگيل
اگر شير نارگيل را همان وقتى كه از درخت مىچينند ، بنوشند ، چون عسل شيرين است و اگر پس از ساعتى بماند ، نوشيدنى - شراب - مىشود و اگر چند روز ديگر بماند به سركه تبديل مىشود . اين مردمان كالايشان را در مقابل آهن مىفروشند و چه بسا عنبر اندكى كه نزد آنها پيدا مىشود در عوض قطعات آهن مىفروشند و از آنجا كه زبان بازرگانان را نمىفهمند با اشاره و دست ( كالايى داده و كالايى مىگيرند ) معامله مىكنند . اين مردم در شناگرى مهارت دارند .
گاهى آهن را از بازرگانان ربوده و چيزى به ايشان نمىدهند .
مملكت زابج
از آنجا كشتىها به سوى جايگاهى كه به آن كلاه بار « 2 » گويند لنگر مىكشند كه
هامش
( 1 ) .Langabalus( لنگبالوس )
( 2 ) .Kalah - bar.