موز ، نيشكر ، خربزه ، انجير ، انگور ، خيار چنبر ، خيار ، كنار ( ميوه درخت سدر ) « 1 » ، گردو ، بادام ، فندق ، پسته ، آلو ، زرد آلو ، سنجد و نارگيل . در چين درخت خرما زياد نيست . جز اينكه در خانه برخى از آنها درخت خرمايى كاشته شده است .
شرابشان نبيذى است كه از برنج مىسازند . در سرزمين آنها عرق « خمر » نيست و وارد هم نمىكنند . نه آن را مىشناسند و نه مىنوشند . از سركه برنج و نبيذ و شكرينه ، حلواى شيرين و چيزهايى شبيه آن درست مىكنند ، چينيان پاكيزگى ( بهداشت ) ندارند چون به قضاى حاجت روند ( دستشويى كنند ) خود را با آب نمىشويند ، بلكه آلودگى را با كاغذهاى چينى پاك مىكنند . آنها مردار و آنچه شبيه آن است مىخورند همانند آنچه مجوس « 2 » درست مىكنند ، و مىخورند .
چون دين ايشان به دين مجوسيان شباهت دارد . زنان چينى سرهايشان را برهنه مىكنند و در آن شانهها قرار مىدهند ، چه بسا در سر يك زن ( چينى ) بيست شانه از عاج و غير از آن است « 3 » . ولى مردان چينى سرهايشان را با چيزى شبيه شب كلاه مىپوشانند . و روش آنها در باره دزدان آن است كه اگر دزد را بگيرند مىكشند .
اخبار سرزمين و پادشاهان هند و چين
مردم هند و چين بر آنند كه پادشاهان شماره شده دنيا چهارند . نخستين از آن چهار نفر ، پادشاه عرب « 4 » است و آنان معتقدند كه او بزرگترين پادشاهان ، ثروتمندترين و خوش سيماترين آنان است . او شاه دين بزرگى است كه برتر از آن دينى نيست . آنگاه پادشاه چين پس از پادشاه عرب خود را بزرگترين شاهان
هامش
( 1 ) .biyar( درخت كنار مىباشد ) .
( 2 ) .Zoroastre( زرتشتيان ) .
( 3 ) . رك به ( مختصر كتاب البلدان ، چاپ ليدن ، ص 14 ) .
( 4 ) . در اينجا منظور خليفه بغداد است . (Sur La chine Et L'inde , p . 41) .