بصره و سيراف از راه دريا يك صد و بيست فرسخ است ، بنا بر اين هرگاه كالاها در سيراف بارگيرى شوند ، آب شيرين و گوارا از آنجا بر مىگيرند و به سوى مسقط « 1 » كه پايان ناحيه عمان است لنگر مىكشند . [ و اين ( خطفوا ) واژهاى است كه دريانوردان آن را به كار مىبرند يعنى از جا كنده مىشوند ] مسافت از سيراف تا مسقط حدود دويست فرسخ است . در مشرق اين دريا ميان سيراف و مسقط سرزمين ساحلى بنى الصّفاق « 2 » و جزيره ابن كاوان « 3 » است . و در اين دريا كوههاى عمان قرار دارد و در اين كوهها جايگاهى است كه « دور دور » « 4 » نام دارد و آن تنگهاى است ميان دو كوه كه كشتىهاى كوچك از آن عبور مىكنند ولى كشتىهاى چينى نمىتوانند بگذرند . و در ميان اين كوههاى دريايى ( عمان ) دو كوه است كه آن دو را « كسير » « 5 » و « عوير » « 6 » گويند و اندكى از قله آنها از آب بيرون است . چون از اين كوهها بگذريم به جايگاهى كه « صحار عمان » « 7 » نام دارد مىرسيم . پس آب گوارا از چاهى كه در مسقط است بر مىگيريم ، در مسقط چراگاه گوسفندان سرزمين عمان است . پس كشتىها از آنجا ( مسقط ) به سوى سرزمين هند لنگر مىكشند و آهنگ « كولم ملى » « 8 » در صورت وزيدن باد ملايم يك ماه راه است و در كولم ملى يك اسلحه خانه ( پادگان ) براى ( حفظ ) سرزمين كولم ملى قرار دارد .
كشتىهاى چينى ( به آنجا ) مىآيند در آنجا چاههاى آب شيرين گوارايى
هامش
( 1 ) .Maskat ( Mascate ).
( 2 ) .Banus - Safakسيف بنى الصفار ، رجوع شود به سرزمينهاى خلافت شرقى ، گاى لسترنج ( ترجمه ) ص 279
( 3 ) .ibn Kawan.
( 4 ) .Durdur ( Le guffre ).
( 5 ) .Kusayr.
( 6 ) .Uwayr.
( 7 ) .Suhar de LOman.
( 8 ) .Kulam du Malaya.