ماهيان بسيار بزرگ را مرده به بيرون مىافكند . گاهى سنگهاى كوهها را همچون تيرى كه از كمان رها شود به بيرون پرتاب مىكند . درياى هركند بادى غير از اين بادها دارد كه ميان مغرب تابنات نعش مىوزد و به سبب آن ، دريا چون ديگ مىجوشد و عنبر فراوانى را بيرون مىاندازد .
ماهى آدمخوار
و هر چه دريا پر آبتر و عميقتر باشد عنبر آن بهتر است و اين دريا يعنى هركند هنگامى كه امواجش بزرگ شود آن را مانند آتشى كه زبانه مىكشد مىبينى ، اين دريا ماهى درندهاى به نام « لخم » « 1 » دارد كه انسانها را مىبلعد .
كالاهاى چين و امتعه صادره از اين منطقه بزرگ در نتيجه حوادث ناگوار و حوادث شوم كمتر به بغداد و بصره مىرسد « 2 » پس كالاها اندك مىشود .
آتش سوزى در بندر بزرگ چين
و از علل كاهش كالا ، آتش سوزى است كه گهگاه در خانفوا « 3 » كه لنگرگاه كشتىها و جايگاه گرد آمدن ( يا مبادله كالا ميان ) مسافران و چينيان است ، رخ مىدهد . در اين هنگام آتش همه كالاها را فرا مىگيرد و علت آن است كه خانههاى آنها در آنجا از چوب و از نى شكافته شده ساخته شده است . از ديگر علل عمده ( كمى كالا ) شكسته شدن كشتىهاى رونده ، و وارد كننده كالا و يا غارت شدن آنها ( به دست دزدان دريايى ) است ، كه ناچارند ، مدتى دراز در
هامش
( 1 ) .Luham.
( 2 ) . كالاهاى چين و امتعه صادره از اين منطقه بزرگ در نتيجه حوادث ناگوار و حوادث شوم كمتر به بغداد و بصره مىرسد . ( نقل از ص 31 ، ترجمه سلسلة التواريخ ، ترجمه فرّان ) .
( 3 ) .Hanfu( كانتون )