طعام قبل از مرگ
برخى از پادشاهان هند را رسم چنان است كه چون به حكومت مىرسند ، برايش برنجى پخته جلويش روى پوست موز مىگذارند . شاه از يارانش مىخواهد كه سيصد يا چهار صد تن به اختيار خود نه به اجبار شاه ، داوطلب شوند تا از آن برنج به آنان بدهد . شاه ابتدا خود از آن برنج مىخورد و سپس داوطلبان يكى يكى نزديك مىشوند و هر يك اندكى از آن برنج بر گرفته مىخورند . كسانى كه از اين برنج مىخورند ، ملزم مىشوند كه در روز مرگ يا قتل پادشاه جملگى خود را بسوزانند و اين كار را به تأخير نمىاندازند به طورى كه از آن افراد هيچ اثرى باقى نمىماند .
مراسم خود سوزى در هند
هرگاه فردى تصميم به خود سوزى مىگيرد به در دربار پادشاه مىرود و اجازه مىگيرد ، سپس در بازارها مىگردد ، در آنجا هيزم فراوانى برايش آتش زدهاند و مردانى مأمورند كه آتش را افروخته نگه دارند تا همچون عقيق سرخ و پر التهاب شود ، آن مرد به سوى آتش مىدود در حالى كه در جلويش در بازار طبل و سنج مىكوبند . و خانواده و فاميلش او را در ميان گرفتهاند ، يكى از آنان تاجى از ريحان و اخگرى از آتش بر سر او مىگذارد و بر روى آن سندروس « 1 » مىپاشد .
سندروس با آتش مانند نفت عمل مىكند . آن مرد مىرود در حالى كه سرش آتش گرفته و بوى سوختن گوشت سرش به مشام مىرسد ، اما او همچنان استوار به پيش مىرود و هيچ ناله نمىكند تا به آتش مىرسد و درون آن مىپرد و خاكستر مىشود . شخصى كه خود شاهد خود سوزى يكى از آن افراد بوده است ، نقل مىكرد كه او هنگامى كه نزديك آتش رسيد خنجرى بر گرفت و بر روى
هامش
( 1 ) . به معناى رنگ سرخ ، و زرنيخ سرخ « گوگرد » است . ناظم الاطباء ، ج 3 ، ص 1944 .