به موكّلان سپرده همراه « 1 » گردانيد . چون به كوشك زر رسيدند پيغام سلطان زاده شاهزادهء عالم و فرمان بايد و خان رسيد . چند تن به خيمه پادشاه خاتون در آمدند و گفتند « كيلا بكيل و صاعا بصاع » . « 2 »
درختى كه پروردى آمد « 3 » به بار * ببينى هم اكنون برش در كنار
اگر بار « 4 » خار « 5 » است خود كشتهاى * و گر برنيان است خود رشتهاى
همچنان كه با « 6 » برادر كرده بود او را نيز همان شربت چشانيدند . « 7 »
چو بد كردى مباش ايمن زآفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات
و آنجا در ديهكى مختصر دفنش كردند . بعد از آنكه سلطان محمّد شاه به حكومت كرمان آمد ، فرمود تا صندوق آن خاتون را به آيين و رسم پادشاهان شرايط عزا تقديم نموده در مدرسهء مادرش قتلغ تركان به خاك سپرد .
بعد از نهضت شهزاده كردوجين ، نصرت ملك در كرمان نافذ امر و نهى شد تا سراغاى باورجى كه از حكم يرليغ بايدو به راه باسقاقى به كرمان آمده بود و خواجه قوام الدّين وزير كشته ؛ در آن نزديكى « 8 » از پيش « 9 » شهزاده غازان ايلچيان ابراهيم سكورجى « 10 » و يوسف بوكا « 11 » واينه « 12 » غازى نايب نوروز به تحصيل مال چريك خراسان به كرمان رسيده بودند و به حكم بايدو سرير « 13 » سلطنت كرمان [ به نام ] قطب الدّين شاه جهان صدور يافت . چون با مادرش ايلاق « 14 » خاتون از اردو و منفصل شده به همدان رسيدند ، رايات همايون پادشاه زادهء جهان ، غازان ، به رى رسيده بود . بعد از آن بايدو گريخته ، چون سلطنت بر غازان قرار گرفت ، شيرآمون از امراى پادشاه خاتون و كوچك
هامش
( 1 ) با : همراه او .
( 2 ) با ، گ ، ما پس از اين دارند . بيت
( 3 ) اساس : او را .
( 4 ) با : باز .
( 5 ) ما : خوار .
( 6 ) با : برادران .
( 7 ) گ ، ما پس از اين دارند . بيت .
( 8 ) گ ، مل : نزديك .
( 9 ) با ، گ ، مل : از جانب خراسان از پيش .
( 10 ) با : شكورى . گ ، مل : شكورجى .
( 11 ) با : بيكا . گ ، مل : لوكا ( كذا ) .
( 12 ) با : امينه . مو : انيد . بقيه نسخهها : امنه ( كذا ) . به اقرب احتمال اينه صحيح است .
( 13 ) با ، گ ، مل : و حكم بايد كرد و به تقرير .
( 14 ) با ، گ ، مل : ايلاف .