صفوة الدّنيا و الدّين پادشاه خاتون
و او خاتونى بس بزرگ بود . مدت پانزده سال سرادق اردوى اباقا خان به وجود او آرايش داشت . بعد از آن خاتون كيخاتو گشت . به سبب آنكه كرمان خانه و مولد او بود و مىخواست نيز تا به مكافات و انتقام سيورغتمش قيام نمايد ، بدان سبب به كرمان آمد چون به كرمان رسيد سيورغتمش را در قلعه شهر محبوس داشت و موكّلان بر وى گماشت و از اذلال و اهانت هيچ باقى نگذاشت و حقوق برادر خواهرى و صلب رحم يكباره نابوده انگاشت . شهزاده كردوجين از فرط شفقت و كمال رأفت چند گز طناب را در ميان مشك آب تعبيه فرموده فرّاشى كه آب به قلعه « 1 » مىبرد آن را به سيورغتمش رسانيد و سيورغتمش در شب بدان طناب از دريچه به فصيل قلعه آمد و فصيل « 2 » را رخنه كرده بيرون شد . بدين وجه از آن محبس « 3 » خلاص يافت . نوكران كردوجين برقرارى كه نهاده بودند با اسبان نيكوى خياره « 4 » در زير قلعه مستعدّ « 5 » ساخته بودند . فى الحال با ايشان به هم بر آن بادپايان سوار شد و چون برق خاطف سراسبه روانه گشتند ؛ و در صحرا كنكاج كردند كه به كدام طرف روند . بعضى گفتند به جانب سيستان و از آنجا پيش نوروز .
سيورغتمش گفت اگر اين رأى و راه پيش گيريم به يكپارچگى رقم ياغيگرى « 6 » بر ما كشند و زن و فرزند و املاك و اسباب در معرض خطر باشد . بعضى گفتند پيش شهزاده غازان رويم ، كه در آن تاريخ در مازندران بود . انديشهاى « 7 » مقرون به صواب و صلاح بود امّا قضاى آمده « 8 » او را بر آن داشت كه روانهء اردوى كيخاتوخان شد .
چون آنجا رسيد امير آق بوقا مربّى او گشت . پادشاه خاتون بدين سبب مضطرب
هامش
( 1 ) ما : آب بقعه .
( 2 ) با : فصيل قلعه .
( 3 ) با ، گ ، مل : مجلس .
( 4 ) با : جازه . بقيه نسخهها بدون نقطه .
( 5 ) اساس : مستور و ساخته .
( 6 ) گ ، ما ندارند .
( 7 ) گ ، مل : آن انديشه .
( 8 ) اساس : قضا بر آمده .