سكورجى « 1 » به ضبط كرمان و قبض بايدوئيان از حكم يرليغ غازان به همدان رسيدند .
حمايت بودان خاتون مانع آمد از آنكه تعرّضى به قطب الدّين شاه جهان و مادرش رسانيدندى . فامّا اموال و احمال ايشان در معرض غارت و تاراج آمد . « 2 » چون خبر جلوس غازان به كرمان رسيد « 3 » نصرت ملك و سراغاى و نواب بايدو ، ابراهيم سكورجى و يوسف و ايبه « 4 » غازى « 5 » را بگرفتند و در قلعه مقيّد و محبوس داشتند « 6 » و با اموال و خزاين و اعلاق و نفايس سلاطين و اندوخته و توخته خود و اتباع و زن و فرزند متوجه صوب سيستان شدند . و مولانا تاج الدّين خوافى و پسرش صدر الدّين كه سمت اختصاص به حضرت غازانى داشتند به در خانهء پادشاه خاتون رفتند و با اعيان و « 7 » حواشى پادشاه خاتون منضمّ گشتهء شعار غازانى اظهار كردند و نفير مژده « 8 » و شادى و غريو طبل و كوس به كرهء اثير رسانيدند و ايلچيان محبوس مقيّد را از حبس مطلق گردانيده در كرمان تمكين دادند . ايشان با سواران جمّازه « 9 » چند منزل بر عقب گريختگان برفتند و چون از ايشان اثرى نديدند مراجعت نموده به وقت مراجعت كراى منگو نام كه صندوقچهء جواهر پادشاه خاتون داشته گرفتند و آن اعلاق و نفايس كه خواتين نامدار و خواقين خيار و سلاطين كامكار در سالهاى بىشمار « 10 » از اقاصى امصار و اقطار ديار به سعى و جهد بسيار به چنگ آورده بودند در دست تغلّب ايشان بماند . « 11 » در روز عيد اضحى سنهء اربع و تسعين و ستماية « 12 » فروغ منابر كرمان به زيور « 13 » فرّ نام مبارك غازان آرايش دادند و مولانا تاج الدّين و پسرش صدر الدّين شرط نثار و تعظيم تقديم نمودند . سبوكشاه به اتفاق شيرامون و كوچك به امور « 14 » حكومت قيام مىنمودند و بايدوئيان را به فنون عذاب تعرّض مىرسانيدند و قوام الدّين وزير تا به وقت رسيدن مظفر الدّين سلطان محمّد شاه در « 15 » حبس و توكيل بماند .
هامش
( 1 ) همه نسخهها : شكورجى .
( 2 ) با : بر آمد .
( 3 ) با : آمد .
( 4 ) با ، گ ، مل : اللّه . مو خوانده نشد .
( 5 ) گ ، مل : غارى .
( 6 ) اساس ، با : گردانيد .
( 7 ) ما : با اعيان در .
( 8 ) ما : نفير و مژده .
( 9 ) با : جنازه . مو : جهاره .
( 10 ) اساس ، گ ، ما ناخواناست .
( 11 ) ما ندارد .
( 12 ) با : سبعماية .
( 13 ) با ، گ ، مل : وفور . مو خوانده نشد .
( 14 ) با ، گ ، مل : نامور .
( 15 ) با : از .