عصمة الدّنيا « 1 » و الدّين قتلغ تركان برّد اللّه مضجعها
تركان خاتون ملكهاى بود عالى همّت بزرگ نهمت خيرات پيشهء حسنات « 2 » انديشه .
بعد از وفات قطب الدّين سلطان ، اعيان كرمان ، غريب و شهرى از امراء مغول كه به راه باسقاقى آنجا بودند : جارغوباى « 3 » و اغوباى « 4 » و سوغوباى « 5 » و قرابوقا ؛ و از ملوك كرمان :
بكيت « 6 » ملك و نصرت ملك و فولاد ملك و ناصر الدّين ملك و قتلغ ملك ؛ و از ارباب قلم : خواجه ظافر الدّين و خواجه شمس الدّين و خواجه منتجب الدّين بر حكومت تركان متّفق و موافق شدند و او را « 7 » يك چندى بر وسادهء حكومت ، بىاستطلاع رأى اعيان و اركان حضرت اردوى اعلا ، نشاندند .
چون خبر وفات قطب الدّين به حضرت هلاكوخان رسيد ، يرليغ نفاذ يافت كه چون او در كوچ دادن و بندگى درگذشت ، آن ملك را به فرزندان او داديم ؛ و چون فرزندان طفلاند ، به نيابت ايشان خاتونش تركان و دامادش امير حاجى رعيّت و لشكر كرمان را بدانند . « 8 » اين حكم موجب اضطراب « 9 » گشت . چه حاجى نادان و ظالم و عشرت دوست بود . معتبران درگاه كرمان به اتفاق تركان خاتون « 10 » به اردوى هلاكوخان رفتند و صورت حال معروض گردانيد . حكم يرليغ نافذ شد كه كلى و جزوى اعمال كرمان و اشغال « 11 » وى و زمام حلّ و عقد امور برّ و بحر آن به مشاركت تركان [ به مظفّر الدّين ابو الحارث حجّاج
هامش
( 1 ) با ندارد .
( 2 ) با : حسانت .
( 3 ) ما بدون نقطه . بقيه نسخهها مانند متن . در سمط العلى : جار غوتاى .
( 4 ) با ، اساس چنين است . ما بدون نقطه . مو ندارد . در سمط العلى : اغوتاى .
( 5 ) چنين است در گ . اساس ، با : سوغوبو . مو : سوغوتو . در سمط العلى : سواتو .
( 6 ) با : مكنت . مل : نكبت . گ بدون نقطه .
( 7 ) هيچيك از نسخهها ندارند . از مصحّح است به قرينه فعل متعدّى جمله .
( 8 ) با ندارد . مل : بدانيد . بقيه نسخهها مانند متن . شايد : بدارند .
( 9 ) ما ندارد .
( 10 ) همه نسخهها : خواتون .
( 11 ) با ، گ ، مل : اشغال و اعمال كرمان .