مبارز به شبانكاره و به تسليم ملك كرمان او را موعود كردند و گفتند كه كرمان امروز هدف تير اطماع است و هر كس كه بازوى زور او قوىتر « 1 » ، كرمان او را باشد . اگر ملوك شبانكاره طاقت غز دارند
« قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
. بدين سبب ملك قطب الدّين مبارز و برادرش نظام الدّين محمود ( به كرمان آمدند . غزان برخاسته « 2 » بر اطراف بم رفتند و ملوك ايگ قطب الدّين مبارز و نظام الدّين محمود ) « 3 » هر دو بر تخت قاوردى نشستند و بار عام دادند . قضات و معارف پيش آمدند و رسم نثار به جاى آوردند و قطب الدّين مبارز با شبانكاره معاودت نمود و نظام الدّين محمود را در شهر كرمان استخلاف فرمود .
ديگر باره غزان [ عزم شهر كردند . نظام الدّين محمود ] « 4 » با لشكرى كه داشت پيش رفت و در قرية العرب مقابله افتاد . جنگ كردند و شكست بر لشكر غز افتاد . احمال و بنه و فرزندان ايشان را غارت كردند و اسير گرفتند . غزان به جيرفت رفتند و ملك هرموز تاج الدّين شهنشاه با ايشان هم عهد شد . بلوچان و حشم كوفج و گرمسير مطابق گشتند و روى به كرمان نهادند « 5 » و ملك نظام الدّين به جنگ ايشان بر نشست . و در مزرعان محاربه رفت . اين كرت نيز لشكر غز منهزم شد و نظام الدّين ، مظفّر و منصور با بردسير آمد و به عيش و عشرت مشغول شد و از ارتكاب بر ملاهى و مناهى به قيام به امور « 6 » پادشاهى نپرداخت . « 7 » مردم اطراف و نواحى تمرّد و عصيان نمودند ؛ و محصولات بردسير به اخراجات او و حشم وفا نمىكرد . بدين سب دست تصرّف و مصادره دراز كردند و اهالى كرمان را آسيب و عقاب « 8 » و خطاب و مطالبه و عذاب رسانيدند تا همه متّفق شده بر قصد او مصرّ شدند . او « 9 » به قلعهء شهر متحصّن شد . كرمانيان [ محاصره كردند و ] « 10 » كس « 11 » به عجمشاه پسر دينار كه در خراسان بود فرستادند « 12 » و استدعا نمودند و اطاعت و خدمت و
هامش
( 1 ) گ ، مل : قوىتر بود .
( 2 ) همه نسخهها : برخواسته .
( 3 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 4 ) اين عبارت را با ندارد . به جاى آن جملهاى از سطور بالا تكرار شده است .
( 5 ) با ، گ ، مل : آوردند .
( 6 ) گ : قيام مأمور .
( 7 ) با ، گ : پرداخت . مل : پرداخته .
( 8 ) با ، گ : عذاب . مل : آسيب و عذاب و مطالبه و خطاب .
( 9 ) با ندارد .
( 10 ) با ، ما ندارند .
( 11 ) ما : كس فرستادند . گ : كس فرستادند و محاصره كردند .
( 12 ) گ ، ما ندارند .