كردند . چون ديد كه به جنگ مسخّر « 1 » نمىشود « 2 » به طرف اصفهان پيش شاه محمود رفت .
چون « 3 » شاه شجاع از اين معنى خبر يافت ، لشكرى همراه سلطان شبلى كرده فرستاد كه اويس و « 4 » سيورغتمش را به شيراز برد .
امير سيورغتمش به قلعهاى از قلاع گرمسيرات تحصّن نمود . سلطان اويس خود متوجه اصفهان گشته بود . در اين ايّام شاه نصرت الدّين يحيى « 5 » از يزد تحريك امير سيورغتمش و پهلوان اسد مىكرد بر مخالفت .
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : منجر .
( 2 ) ما : مىشود .
( 3 ) با ، گ ، ما ندارند .
( 4 ) با : در .
( 5 ) گ ، مل : شاه نصرت الدّين شاه يحيى .