ذكر جنگ بيك جكار
« 1 » امير بيك جكار يكى از امراء بزرگ بلاد روم بود . پيش ملك اشرف مىبود . به سببى « 2 » از او رويگران شده « 3 » به جانب امير جمال الدّين شيخ ابو اسحاق آمد . مردى بهادر شكوهمند بود . امارت و پيشوايى لشكر به دو داد . چون ابو اسحاق از يزد مراجعت نمود ، در تابستان امير بيك جكار و برادرزادهء خود را امير كيقباد « 4 » بن كيخسرو بن محمود شاه با ساير امرا و لشكرهاى آراسته روانهء كرمان گردانيد . آن لشكر از سر غرور و تكبّر متوجّه كرمان شدند . « 5 » چون امير مبارز الدّين از ايشان خبر يافت با لشكر خود متوجه گشته به طرف رفسنجان كه سر راه ايشان بود آمد و امراء و لشكريان اوغانى و جرمايى و نوروزى را طلب فرمود و با ايشان مجددا عهد و سوگند در ميان آورد و به ايمان « 6 » غلاظ از طرفين مؤكّد گردانيدند . شاه شجاع را از كرمان طلب كرد و شاه مظفّر را از يزد و در رفسنجان اجتماعى تمام دست داد .
چون امير مبارز الدّين به مرحلهء دنبهء ابراهيمى روان شد ، امير بيك جكار معلوم كرد و از راه راست بگشت و به راه مشيز « 7 » روى به كرمان نهاد . چون اين صورت معلوم شد امير مبارز الدّين به پيشگيرى ايشان تاختن كرد . در صبح چهارشنبه جمادى الاول سنهء ثلاث و خمسين و سبعماية در مقام پنج انگشت به هم رسيدند . از طرفين صفها راست كردند .
شاه مظفّر در ميمنه بود و شاه شجاع در ميسره . [ دست راست ] « 8 » بيك جكار بر « 9 » شاه شجاع [ حمله كرد ] « 10 » او از غايت تهوّر و شجاعت تنها بر لشكر دشمن حمله كرد . با
هامش
( 1 ) همه نسخهها در همه مواضع چنين است . تاريخ آل مظفر : جكاز .
( 2 ) با ، گ : بسى . مل : پس .
( 3 ) با ، گ ، مل : گشته .
( 4 ) اساس : امير بيك جكار برادرزاده امير كيقباد ! .
( 5 ) با : شد .
( 6 ) اساس : تابيان .
( 7 ) اساس ، با ، مو : مشر . گ ، مل : مشير . تصحيح قياسى است .
( 8 ) مل ندارد .
( 9 ) مل ندارد .
( 10 ) با ، گ ، ما ندارند .