ذكر احوال هزارهء اوغان و جرما
چون قضيهء مولانا شمس الدّين به آن رسيد كه شرح داده آمد ، امراء اوغانى « 1 » و جرمايى « 2 » كه با او متّفق شده بودند از اين حركت پشيمان شدند . امير شمس الدّين جرمايى و اتباع متوجه امير مبارز الدّين شد و امير تغطاى « 3 » اوغانى به قلعهاى كه در حوالى مشيز « 4 » داشت رفت و امير شهاب الدّين برادر امير شمس الدّين را با خود ببرد . امير محمّد ، امير خنتمور « 5 » را به محاصرهء آن مشغول گردانيد . جماعتى كه محصور بودند التماس نمودند كه پسر تغطاى كه در دست نوكران امير مبارز الدّين است اگر اطلاق يابد ، از اين طرف امير شهاب الدّين را اطلاق كنند . بر اين مقرّر كرده امراى جرمايى « 6 » به نوازش مخصوص گشته به خانهاى خود مراجعت نمودند .
امّا امير « 7 » تغطاى متابعت نمىكرد . امير شمس الدّين جرمايى اعلام كرد كه اوغانيان « 8 » داعيه سركشى دارند . امير مبارز الدّين چون به عزم قشلاق به جيرفت رفت ، خواست كه بر كيفيّت احوال ايشان « 9 » مطلّع شود . معلوم شد كه ايشان متابعت نمىنمايند . حكم كرد كه اوغانيان « 10 » را غارت كنند و جرمائيان را به نشانى ممتاز گردانند . اكثر امراى اوغان « 11 » اسير شدند . دولتشاه كه امير ايشان بود با هفت سردار ديگر به قتل آمد و امير على ملك و امير
هامش
( 1 ) با ، گ ، ما همه جا : افغانى .
( 2 ) با ، مل : جرمانى . در منابع به هر دو شكل آمده است . نسخهء اساس پيش ازين جرمانى ضبط كرده بود . با ، ما از اين پس نيز همه جا جرمانى دارند .
( 3 ) اساس بدون نقطه . بقيه نسخهها : بعطاى . تصحيح قياسى است .
( 4 ) با خوانده نشد . اساس ، مل : مشر . گ : مشير .
( 5 ) اساس ، با خوانده نشد . گ : حتيمور . مل : جتيمور . تصحيح قياسى است .
( 6 ) نك بالاتر . گ در اينجا : جرماتيى ( كذا ) .
( 7 ) اساس ندارد .
( 8 ) با ، گ ، مل : افغانيان .
( 9 ) با : اين .
( 10 ) با ، گ ، مل : افغانيان .
( 11 ) با ، گ ، مل : افغانى .