چون به پرواز آمد از هر سو عقابى جان « 1 » شكار * شد برون از آشيان چون شاهبازى « 2 » تيزپر
راند رخش بادپاى از مركز خاكى برون * و آمدش دور حيات از گردش گيتى به سر
امير مبارز الدّين بعد از آن اسيران را جمع كرده ، جرايم و آثام بر ايشان مىشمرد و مجموع را به محابس « 3 » قلاع « 4 » روانه مىگردانيد و مظفّر و منصور به جانب كرمان معاودت نمود .
هامش
( 1 ) با : چون .
( 2 ) با : همچون عقابى .
( 3 ) با ، گ : مجالس .
( 4 ) با : قلاع ديگر .