بناء آن قلعه اشارت فرمود . بر بالاى سنگى نهاده [ اندو ] « 1 » به گچ و آجر بر آورده . « 2 » چون قلعه تمام شد ، يكى را از سپهسالاران خود به كوتوالى و مرزبانى آن قلعه « 3 » مقرّر فرمود « 4 » .
مرزبان با نوكران خود در اندرون قلعه مىبود و در حوالى آن هيچ عمارت « 5 » نبود . روزى به عزم صيد بيرون آمد . در آن صحارى مىراند ، ناگاه قبيلهاى ديد فرود آمدهاند از حىّ عرب . نزديك ايشان راند . « 6 » همه « 7 » دختران بودند و در ميان ايشان هيچ مرد نبود . از ايشان پرسيد كه شما چه كسيد ؟ ايشان « 8 » گفتند مردان ما پسترند « 9 » مىرسند ، ما حالا « 10 » رسيدهايم .
دخترى در ميان ايشان بود صاحب جمال . مرزبان را نظر بر او افتاد . بيش از حد مايل او شد . از ايشان سؤال كرد كه اين دختر كيست ؟ گفتند او سيّده ( اين ) « 11 » قوم است ، دختر وايل . « 12 » مرزبان نيز معلوم ايشان گردانيد « 13 » كه او « 14 » حاكم اين « 15 » قلعه است . با ايشان « 16 » گفت من اين دختر را خطبه مىكنم . ايشان گفتند « 17 » ما قومى نصارائيم و شما مجوس .
در « 18 » دين ما دختر خود « 19 » به غير ملّت دادن روا نيست . مرزبان گفت من نصرانى شوم .
گفتند اين زمان عذرى نماند ، الّا آنكه چون مردان ما حاضر شوند ، اين امر به اتمام توان رسانيد . بعد از آنكه ميان ايشان ( اين ) « 20 » مناكحت انعقاد « 21 » يافت « 22 » ، مرزبان دختر را به قلعه برد و قوم او را اكرام تمام كرد . عشيرهء آن دختر بسيار بودند ، هر كسى از براى خود در حوالى قلعه « 23 » مسكنى « 24 » ساختند و « 25 » آن دختر را تكريب نام بود . آن « 26 » موضع را تكريت خواندند و قلعه را به دو باز خواندند .
از تكريت تا بغداد سى فرنگ است . در زمان امير المؤمنين « 27 » عمر خطاب « 28 » رضى اللّه
هامش
( 1 ) با ندارد .
( 2 ) با : برآورد . گ ، مل : برآورده بود . مو : برآوردند .
( 3 ) مو : قلعه را .
( 4 ) با : فرموده و .
( 5 ) با : عمارتى .
( 6 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 7 ) با ندارد .
( 8 ) با ، مل ، ندارند .
( 9 ) با : عقب ترند . مو : پستر .
( 10 ) مو : الحال .
( 11 ) اساس ندارد .
( 12 ) گ ، مل : اوايل . مو : و اهل .
( 13 ) با : كرد . گ : مرزبان نيز ايشان معلوم كرد . مل : و نيز معلوم ايشان شد .
( 14 ) مل : مرزبان .
( 15 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 16 ) مو : يديشان . مل : مرزبان با ايشان .
( 17 ) همه نسخهها جز اساس : ايشان در جواب گفتند .
( 18 ) همه نسخهها جز اساس : و در .
( 19 ) با : خود دختر .
( 20 ) اساس ندارد .
( 21 ) مو ندارد .
( 22 ) مو : افتاد .
( 23 ) مل ندارد .
( 24 ) مج : مسكن .
( 25 ) با ، مل ، گ ، مج ندارند .
( 26 ) با : و آن .
( 27 ) با ، گ ، مل مج ندارند .
( 28 ) مو : عمر بن خطّاب .