دارد و معمورست اين است كه ذكر كرده شد ] « 1 »
( قلعهء ابن عماره
در كنار درياست نزديك هرمز . بعضى آن را از اعمال كرمان مىشمارند ، بعضى از اعمال فارس . و اين است كه حق سبحانه و تعالى فرموده است : « و كان وراءهم ملك يأخذ بكل سفينة غضبا . » در تفاسير گويند در حق ملك اين حصن بوده است « 2 » و حالا آن قلعه خراب است . از سيراف بدانجا به كنار دريا مىروند . امّا راهش به غايت سخت است . هم از جهت كوه ، هم از جهت بىآبى . گويند حالا آن حصن به كوشك كنار « 3 » معروف است ؛ و وقتى كه معمور بوده در آنجا از كشتيها كه مىرسيد ده يك مىستانيدند . « 4 » حالا قلاعى كه اسم دارد ، معمور است ، اين است كه ذكر كرده شد ، و اللّه اعلم . ) « 5 »
هامش
( 1 ) اين عبارت را با ندارد .
( 2 ) با : بوده است هم .
( 3 ) با : به كنار .
( 4 ) با : ستاند .
( 5 ) اين بخش را اساس ندارد .