وا عجبا من أهل الشام يخرجون على و ينسبوننى الى الرفض ، و أعجب من ذلك أن اهل العراق يرفضوننى و يشنعون على بالخروج .
و أنا اقول و لا ابالى : لو كان الرفض حب آل محمد و بغض آل ابى سفيان و مروان فليشهد الثقلان أنى رافضى ، و لو كان الخروج حب أم المؤمنين زوجة الرسول صلى الله عليه و آله و سلم و حبيبته و اصحابه الباذلين انفسهم و اموالهم فى صحبته بحيث رضى الله عنهم و رضوا عنه فليشهد الملوان أنى خارجى .
عجب است كه مردم در نهج البلاغه نمىنگرند كه حضرت امير المؤمنين صفت شيعت خود بر چه وجه مىفرمايند ( و با عبد الله عباس در آن نامه چه خطاب مىكند و مىفرمايد ) كه : « و الله لو ان الحسن و الحسين فعلا مثل الذى فعلت ما كانت لهما عندى هوادة و لا ظفرا منى بارادة » عند الامتحان يكرم الرجل او يهان در سيرت ائمه اهل بيت نگاه بايد كرد و در سيرت خود تا معلوم شود كه موافق كيست و مخالف كيست ، سخن دراز است و كاغذ كوتاه آنچه راستست اينست كه مىنويسم .
ز هر بديم كه دانند هزار چندانم * مرا نداند ازين گونه كس كه من دانم
به آشكار بدم در نهان ز بد بترم * خداى داند و من آشكار و پنهانم
فاما به حمد الله و حسن توفيقه كه از خاندانم و دوستدار خاندانم و اگر همه طاعات اولين و آخرين را بر من عرض كنند تا نسبت صحيحهء جدهء خود مقابل ندانم « 1 »
ديگر معلوم آن فرزند مىكنم كه پارسال در آخر خلوت ستينى اشارت آمد كه قلم از دست بنه و دوات از پيش بردار و من بعد به « التعظيم لامر الله و الشفقة على خلق الله » مشغول شو ، خدمت والده
هامش
( 1 ) - همانطور كه در متن كتاب ملاحظه مىفرمائيد شيخ علاء الدوله سمنانى از طرف مادر سيد علوى بوده و از متن اين نامه نيز به روشنى مستفاد مىشود كه مذهب وى شيعهء جعفرى است .