تناجى ضمير و تشاهد سراير شاهد عدل است و كفى به شهيدا .
ادراك شرف خدمت كه سردفتر آمال و امانى است و فذلك حساب زندگانى به زودى روزى باد .
بعد از اداى وظيفه دعا اعلام خدمت كرده مىشود كه مگر اصحاب اغراض كه لباس اعراض ايشان به مقراض فنا بريده باد در باب تضريب و تخليط فتنهها انگيختهاند و رنگها آميخته و بمسامع شريف « أسمعها الله المنى و المسار » از اين مخلص سخنى بر خلاف حقيقت رسانيدهاند و بجنايتى كه ذيل اخلاص از تلويث آن مطهر است منسوب كرده و از تكاپوى نميمت و سعايت غبارى بر ذيل ضمير لطيف ايشان نشانده و خاطر منير را از راه حيرت و غيرت رنگ تيرگى داده « بحديثى كه چو موى كف دست است محال » خبث آن جماعات ناقص و ناقض عهدان اظهر من الشمس و اوضح من النهار است ، چرا بايد كه برأى مشكلگشا پوشيده گردد و يحسب قضيهء « من يسمع يخل » كار كند . نه بر موجب آيهء « تثبت يا تبين على اختلاف القراءتين » كه :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا »
« 1 » الآيه بجان روشنروانانى كه از بقاياى ظلمت جبلت و خباياى زواياى طبيعت مخلص و مصفى گشتهاند و از شرك ( بفتح اول و دوم ) شرك و مطمورهء هوا منفلت و مخلى شده و از سر همت آستين رد بر عالم حدث افشانده و آيات وداع بر اطلال و رسوم جهان خوانده ، كه اين نقل بر خلاف راستى كردهاند . نمىخواهم كه براعت ساحت خود را بواسطهء ايمان غلاظ شداد روشن گردانم ( و به لطايف اعتذار در مقام تخشع ثبات قدم بتضرع بردوام و اين بيت از اديب صابر بخوانم )
نعوذ بالله اگر خود جنايتى كردم * طريق عفو چرا بسته شد درين معنى
توقع است كه دعاگوى را از مريدان صادق و محبان عاشق دانند و در مظان اجابت دعوات اين مخلص را به دعاى خير ياد كنند كه ذمت اين مخلص
هامش
( 1 ) - آيهء ششم از سوره حجرات