تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمخانه وحدت ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
روزى در فقر و سلوك تمام شد خدمت خواجه اسحاق خرقهء آخرين سيد على همدانى را به او حواله كرد و بدست خود به او پوشانيد و بر مسند ارشاد نشاند و امور خانقاه و جميع سالكان را به او تفويض كرد و اين مثل را برملا گفت كه : « آرد بيختيم و آردبيز آويختيم » و فرمودند كه هرك را داعيهء سلوك است به خدمت مير رجوع نمايد كه اگرچه به ظاهر او مريد ما است اما در حقيقت پير ما است و حضرت مير در بعضى از اشعار خود به اين معنى اشارت كرده . و از مريدان شيخ در آن روز دوازده كس بيعت كردند و گفتند كه امروز بدين عدد شريف اكتفا مىكنيم . آنگاه خواجه از خانقاه بيرون آمدند با باقى اصحاب و مريدان گفتند ما بيعت كرديم شما چه مىكنيد ؟ گفتند : هرچه حضرت خواجه اشارت فرمايد ، آخر همه بيعت كردند مگر سيد عبد الله مشهدى كه يكى از اصحاب خواجه بود و او حاضر نبود ، ( و بعد هم قبول ننمود ) پس عزيمت خروج كردند » « 1 » و بدين ترتيب طريقه نوربخشيان تأسيس گرديد . همان‌طور كه نوشته شد از مميزات طريقهء نوربخش سياه‌پوشى بود ، اين رنگ نوربخشيان را از حروفيان كه سپيد مىپوشيدند جدا مىكرد . بعدها پيروان نوربخش اين شعار را به عمامهء سياه بدل كردند كه مبدل به شعار نهضت شد و مايه افزايش هيجان مردم در پيوستن بدان گرديد . تأثير اين شعار در عامه چندان بود كه دولت وقت ، نوربخش را از كار بردن آن منع كرد « 2 » جنبش نوربخشيان به سال 826 هجرى در كوه تيرى از قلعه‌هاى ختلان آغاز گرديد ، با آنكه خود نوربخش معتقد بود كه تا آمادگى كامل بايد اعلام شورش را به تأخير انداخت . ولى خواجه اسحاق از شدت هيجان عجله كرد . قيام پيش از آنكه شروع شود شكست يافت . بنابراين سيد محمد نوربخش دستگير و به هرات آورده شد
هامش
( 1 ) - مجالس المؤمنين قاضى نور الله شوشترى جلد دوم صفحه 144 ( 2 ) - مجالس المؤمنين صفحه 145