تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
همه از جمله شئون وجود واجب هستند كه عين حيات ازلى و علم و قدرت دائم و ذاتى و ازلى است و چنانچه عنوان اشتقاقى عالم وحى بطور صفت باشد لازم مىآيد كه عارض و زائد و تركيب و ناقص باشد . بلكه صفات وجودى ساحت كبريائى همه بطور بسيط نهايت بساطت است مانند وجود بحت و بسيط و حيات بحت و بسيط و قدرت و علم و اراده بحت و بسيط و ازلى و ابدى است و وحدت و احديت او ذاتى نه بطور عرضى زيرا چنانچه موصوف بصفت زايد باشد لازم آن آنست كه محدود و مورد ادراك و اوهام قرار بگيرد و صفت امكانى و حادث و معلول خواهد بود . با اينكه برحسب آيه
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
از عظمت و كبريائى هرگز حريم قدس او مورد احاطه و ادراك نخواهد قرار گرفت . حق سبحانه كه برهان و دليل و حدّى براى او نيست ولى از نظر آثار و افعال و حوادث پى در پى و نامتناهى بنحو متقن شاهد قطعى است كه جهان در حيطه قدرت قاهر و قيوم ازلى است كه داراى صفات و كمالات واجب است و نيز دليل قطعى و بديهى است كه عوالم بىنهايت را قوه قاهر كبريائى او ايجاد نموده و فيوضات پى در پى او موجودات را تدبير مىنمايد و چنانچه اهل ايمان به اين دلايل و شواهد قطعى توجه نمايند و در نفوس خود اين حقيقت را رسوخ دهند نيرو و قدرتى كسب خواهند نمود و استكمال خواهند يافت و از قوه به صورت فعليت و از نفسيت به حد عقل نائل خواهند شد . و نيز از نظر انتظام امور جهان و احوال كائنات و ارتباط همه موجودات و اجزاء بيشمار آنها به يكديگر بطور بداهت عقل حكم خواهد نمود كه حق سبحانه مستجمع جميع كمالات و صفات واجب است و نظام امكانى كه بر عوالم فرمانروا است مسطوره‌يى از صفات كبريائى خواهد بود . ( و الحمد للَّه زنة عرشه )