تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
اقتضاء رابطه ادراك خود عظمت محبوب را خواهد فهميد و مشاهده نمود . رؤيت و شهود عظمت ساحت كبريائى به قدر نيروى شهود رسول و احاطه و فهم او خواهد بود كه اقصى مرتبه نيروى قلبى ادراك و شهود امكانى است و اما عظمت مقام كبريائى نامتناهى و هرگز قابل فهم و احاطه و ادراك نخواهد بود لا محاله رؤيت قلبى و شهود روحى رسول متناهى و محدود و اقصى مرتبه قدرت امكانى است به همان قدر نيز علاقه قلبى و شهود نسبت به عظمت و نور انوار كبريائى كه نامتناهى است تحقق خواهد يافت . بالاخره ادراك و شهود تابع نيروى شاهد و رسول خواهد بود نه اثر و تابع عظمت و نور انوار غير محدود حريم كبريائى زيرا آنچه وصف و كمال مقام رسول صادع است ادراك و شهود قلبى او است كه حد وجودى رسالت رسول است و اما عظمت و كبريائى حق سبحانه از نظر اينكه نامتناهى است به قدر امكان مورد شهود و رؤيت قرار خواهد گرفت و رؤيت و شهود هرگز تعلق و ربط به ذات و حريم ربوبى نخواهد داشت بلكه به عظمت و كبريائى است كه قلب رسول را احاطه نموده و خشيت نور حريم او است كه سراسر و اعماق روح رسول را از شدت و ادامه شهود و رؤيت زياده بر طاقت امكانى بازداشته است . هم چنان كه در شأن عبوديت خود اظهار عجز نمود با جمله ما عرفناك حق معرفتك موجود ربط امكانى را چه رسد باحاطه به عظمت و كبريائى مقام ربوبى جز به قدر قبول تابش و نورانيت از حريم كبريائى فيضان نمايد و قلب رسول را فرا بگيرد و به قدر محبت و علاقه قلبى كه حد و نصاب امكانى است بتواند استضائه نمايد . بر اين اساس يگانه رسول و رجل الهى كه بصفت حبيب اللَّه معرفى شد همانا شخص صادع اسلام است كه بحضور مقام قدس و
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
شرافت يافت و جاذبه محبت و شايستگى او را به آن مقام قرب كبريائى رسانيد و لا يحيطون بحريم