علم و احاطه اوصياء طاهرين عليهم السّلام از طريق كشف و انكشاف لدنى و افاضه از طريق غيبى است كه بر قلوب تابناك آنان علم و عرفان مىتابد و يا گوئى مانند آينه شفاف است كه نور خورشيد را مىپذيرد و هرگز از خارج و سماع و يا كتابت و يا روايت استفاده ننمودهاند هم چنان كه فرمود
( علمنى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله الف باب من العلم فانفتح لى كل باب الف باب )
بديهى است تعليم رسول صلّى اللَّه عليه و آله بطور اعداد نيست بلكه ايجاد علم و افاضه از ساحت ربوبى و بطور موهبت وجودى است و هرگز تزلزل و يا زوال پذير نخواهد بود .
بر حسب مفاد كريمه
وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ
مراد اوصياء طاهرين عليهم السّلام است زيرا سبقت وجودى و موهوبى و فضيلتى اختصاص بافراد خاصى از اهل قرآن دارد كه اين افراد مخصوص در ادوار بشريت در تعليم قرآن نيز سبقت تعليمى و تربيتى دارند و مظاهر علم و صفت ربوبيت حق سبحانه هستند .
اين چنين صفت ذاتى و سبقت وجودى در هيچ يك از پيروان مكتب قرآن نخواهد بود جز اوصياء طاهرين كه حق سبحانه آن مقام را تقديس فرموده بجمله ( و
ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
) بطور حصر و يگانه فضل بيمانند كه حق سبحانه باوصياء طاهرين عليهم السّلام موهبت فرموده منصب تعليم قرآن است كه سبقت وجودى و تعليمى و تربيتى بر همه پيروان و دانشجويان مكتب قرآن دارند چه طبقه
( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ )
كه اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند و يا جمله
( وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ )
كه عمده طبقه اهل ايمان و تقوى را شامل مىشود اوصياء عليهم السّلام بر همه دانشجويان قرآن سبقت فضيلتى و تعليمى دارند و اساتيد مكتب قرآن هستند چه فضل و فضيلت و موهبت الهى بالاتر از اين منصب است كه تا انقراض عالم سمت نظارت و منصب را اوصياء واجد باشند .
و براى حفاظت و نظارت بر قرآن بر حسب جمله
الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
قرآن كريم به آنان بوديعت نهاده شده و بجامعه اسلام و بالاخص بمعلمان مكتب