تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
ربوبى محض حقيقت وجود است و حقيقت وجود محال است كه وجودى باشد كه مقرون بعدم شىء ديگر است و گر نه نفس حقيقت وجود نخواهد بود بلكه مركب از وجود و شىء ديگر كه مخالف وجود از اشياء ناقصه است . در ذات كبريائى جهتى كه منافى با وجوب وجود باشد نخواهد بود و علم بسيط او علم به همه اشياء است لا محاله در آن حريم قدس مورد شهود بوجود علمى بوده و علم او عين ذات و صفات و اسماء او موجود بوجود واحد قيوم على الاطلاق است و لا يشد عنه شىء من الموجودات من حيث كونها موجودا . بلكه حقيقت چنين است كه واجب الوجود محض حقيقت موجود و صرف وجود و سبب موجودات و اشياء و ذوات آنها و قدرت حقيقى قاهره بر همه مراتب موجودات و اشياء خواهد بود . بالاخره لازم صداقت وجودى احاطه وجودى و شهودى و علمى و قهر تيز موجودات و اشياء خواهد بود بلكه وجود حقيقى سبب وجود كل اشياء و مقام سببيت و خلق و آفرينش دارد بطور بسيط وجود كل اشياء به لحاظ وجود آنها باشد . خلاصه بساطت و صراقت وجودى حائز وجودات محدوده بوده زيرا وجودات و اشياء صرافت نداشته و ضد فراقت و محدود بحدود ماهيات خواهند بود نتيجه آنست كه صرافت و بساطت وجودى حائز و قيوم وجود امكانى است زيرا صرافت امر وجودى ولى وجود ظلى و امكانى عدمى و مختلط و آميخته بعدم و ماهيت خواهد بود . و صحيح آنست كه بساطت و صراقت وجودى بها كل الاشياء و منه ينبعث ذوات الاشياء لانه كل الاشياء و ليس بشىء من الاشياء وجود بحت در او شائبه نقص و امكان و عدم نخواهد بود به همين قياس علم بسيط و حقيقت علم بر ما سواء احاطه خواهد داشت زيرا علم نيز حقيقت و صرف و مخلوط به غير و جهل نخواهد بود و سائر صفات كمالى از شئون وجود وساطت وجود است از اين نظر علم حق